{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک قـرارِ همنشينی، يک نـوازش، يک نگاه

یک قـرارِ همنشينی، يک نـوازش، يک نگاه


مانـده بعد از رفتنت روی دلـم حسرت زياد


مانعِ راهت شدم اين بار هم ، اما چه سود؟


میروی... آه ای رفیقِ نیـمه راه ، عـزت زياد!

#مجتبی_دهدشتی

#ستایش_قلب_سربی
#خاص
#عاشقانه
#دلنوشته

࿇─┅═‎═‎•♤♡♤•═‎═‎┅─࿇
دیدگاه ها (۰)

#تُ...مثل هیچکدام از نداشته هایم نیستی...فرق داری...#تُ  را ...

قسم به دانه ی تسبیح مادرم که هنوزتمام قلب و وجودم پر از بهان...

..ناگـهـان در کــوچـه دیــدٖم بی وفایخـویش راباز گـم کردم ز ...

ڪجا پنهان ڪنم تو را ؟ پشت ڪدامین واژه ؟ ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

p8جنا روی مبل کنار سویون نشسته بود و فنجان چای را در دستش گر...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط