{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نصفه شبی اومدم تو تختم جو معنویت گرفته بود،

نصفه شبی اومدم تو تختم جو معنویت گرفته بود،
گفتم خدایا:بگیر از من هرآنچه تورا ازمن میگیرد..
نداآمد:گوشیت را بده
سریع پتورو کشیدم روم خرررر پووووووووف
مجددا ندا آمد:دیگه زر زیادی نزنیا..
هیچی دیگه جواب ندادم،فعلا موندم صبح چه خاکی تو سرم کنم!!
دیدگاه ها (۶)

همگی به غروب 31شهریور فکرکنید......همه بگیدمکن ای صبح طلوع م...

آیینه ست،کاره خودمهقشنگه آیا؟

تو نیستی اما من برایت چای میریزم،دیروز هم..نبودی..امابرایت ب...

کدومش؟

#part34#رهابا صدای جیغ جیغ آیدا بیدار شدم.آیدا- چه عجب بیدار...

مافیای بی مزه من فصل ۲ پارت ۱۰ ا/ت ویو از خواب بیدار شدم و...

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

حُکمِ حَد؛ اخطارِ راهبردیِ بهرام محمدی به سرانِ قوا: مهارِ گ...

داستان دارک شده که!!🫠🤦‍♀️....« https://wisgoon.com/seven_ang...

یه گون اؤزوم دِدُم،بو آدم‌لارا هَمه‌سینه دل وِرمه.کیم‌سه‌یه ...

#ویسگون #دختر_بچه #زیبایی

#نینی #ویسگون #زیبایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط