{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

You are paying back karma پارت³⁶

You are paying back karma پارت³⁶
«⁴ ماه بعد»
همیشه همه چیز اونطوری که میخای پیش نمیره..
زایمان زودرس..صدای داد و بیداد توی عمارت پیچیده بود
خدمتکار: لگن آب گرم!
امگا از درد داد میزد..کیسه آبش پاره شده بود
و ایان کوچولوی ما مثل اینکه خیلی عجله داشت واسه بیرون اومدن.
امگا از یه طرف دست آلفاشو محکم فشار میداد و از یه طرف پتو رو..دکتر سرش رو زیر پارچه روی پاهای امگا برده بود
دکتر: تو میتونی! فقط یکم دیگه
تهیونگ: نمیتونمم! جونگ کوککک!!
جونگ کوک: تهیونگ! بخاطر ایان..لطفا!
دکتر: یکم بیشتر!
امگا دیگه نمیتونست ادامه بده..داشت بیهوش میشد
جونگ کوک: تهیونگگ! الهه ماه!! لطفا
دکتر: تسلیم نشو! ادامه بده
تهیونگ: جونگ کوکک..نمیتونممم!!
یهو صدای گریه بچه به گوشش رسید..پاهاش سست شدن و دستش ول شد
تهیونگ: ج..جونگ کوک..ایان...
دکتر: با اینکه آلفا کوچولومون توی هشت ماهگی بدنیا اومد کاملا سالمه..
امگا شروع کرد به گریه کردن..همه وارد اتاق شدن
یونگی: ت..تهیونگ
جونگ کوک: دووم اورد..ایان سالمه
تهیونگ: پسرمو بهم بدین
خدمتکار ها ایان رو توی لگن آب گرم شستن و تویه پارچه سفید گذاشتنش و آروم دادنش به تهیونگ..تهیونگ با دیدن نینی کوچولوشون لبخندی زد و اشکاشو پاک کرد...بقلش کرد
تهیونگ: اگه تسلیم میشدم و اونموقع سقطط میکردم الان اینجا نبودی..ولی بهت گفتم مامانی همیشه ازت محافظت میکنه.
جیمین دستشو روی شکم برآمده اش کشید سو مین اسم پسر امگای اونا بود..لبخندی زد سرشو به شونه یونگی تکیه داد.
دیدگاه ها (۲۷)

You are paying back karma پارت³⁷«دو هفته بعد» امگا محکم ایان...

You are paying back karma پارت³⁵«² ماه بعد» بلخره اون روزی ک...

You are paying back karma پارت³⁴درحالی که آلفا سرشو روی شونه...

You are paying back karma پارت³¹¹¹:³⁰«ویو جیمین» از خواب با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط