{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دایم ستیزه با دل افگار می‌کنی

دایم ستیزه با دل افگار می‌کنی
با لشکر شکسته چه پیکار می‌کنی؟
ای وای اگر به گربه‌ی خونین برون دهم
خونی که در دلم تو ستمکار می‌کنی
شرمنده نیستی که به این دستگاه حسن
دل می‌بری ز مردم و انکار می‌کنی؟
یوسف به خانه روی ز بازار می‌کند
هر گه ز خانه روی به بازار می‌کنی
چشم بدت مباد، که با چشم نیمخواب
بر خلق ناز دولت بیدار می‌کنی
یک روز اگر کند ز تو آیینه رو نهان
رحمی به حال تشنه‌ی دیدار می‌کنی
رنگ شکسته را به زبان احتیاج نیست
صائب عبث چه درد خود اظهار می‌کنی؟
دیدگاه ها (۲)

پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی ...

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتندل تهی از خوب و زشت چرخ ا...

آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، با...

.

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

چند پارتی جونگ کوک

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست برون ا...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط