کاراگاه جوان
کاراگاه جوان
Part: 34
ا.ت:جیمین *آروم
جیمین:بیدار شدی
ا.ت:اوهوم جیمین من اینجا چیکار دارم
جیمین:...پدرت کتکت زد و از درد بیهوش شدی
ا.ت:خب چطوری اومدم اینجا
جیمین:من اوردمت
ا.ت:چطوری یعنی اومدی تو خونه
جیمین:اره
ا.ت:چطوری کسی که ندیدت اگه دیده باشند میکشنت اصلا برای چی اومدی
جیمین:هی آروم باش از در پشتی اومدم نگران نباش کسی ندیدم ببینم تو خوبی
ا.ت"بد نیستم
جیمین:چیزی میخوای
ا.ت:نه
جیمین:پس استراحت کن راستی یکی دو روز احتمالا سرم شلوغ باشه ببخشید
ا.ت:مشکلی نیست
جیمین:همم ا.ت ممنون
ا.ت:براب چی
جیمین:برای اینکه عشقمو قبول کردی پیشم بودی
ا.ت:*خنده
جیمین:راستی پدرت چرا اینکارو کرد
ا.ت:خب
جیمین:خب چی
ا.ت:اونم فهمیده که باهم قرار میزارین
جیمین:چی اه لعنتی
ا.ت:...
جیمین:مشکلی نیست به هر حال میفهمید ولی ببخشید به خاطر من کتک خوردی
ا.ت:من به خاطر تو هرکاری میکنم
جیمین:*لبخند
که یهو در با شتاب باز شد و نامجون اومد داخل
نامجون:ا.ت چیشده چه خبره این پسره کاری کرده
ا.ت:سلام داداش نه بابا جونت کرده
نامجون:چی
جیمین:پدرتون فهمیده که ما باهم رابطه داریم از ا.ت خواسته بره خونه و رو کتکش زده
نامجون:یعنی چی
ا.ت:اره جیمین منو اورد اینجا
نامجون:خوبه وایسا ببینم تو چطوری رفتیم تو خونه
جیمین:در پشتی
نامجون:اها وایسا مگه خونه ما در پشتی داره
جیمین:بله
نامجون:ایی پدر چه چیزایی آزمون مخفی کردی
جیمین:من میرم آب بگیرم چیزی میخواین
نامجون:نه
ا.ت:جیمینی
جیمین:جانم
ا.ت:میشه برای توت فرنگی بگیری*مظلوم
جیمین:کیوت باشه میگیرم عشقم*خنده
ا.ت:میسی
جیمین:خواهش من رفتم
و زدم بیرون
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
Part: 34
ا.ت:جیمین *آروم
جیمین:بیدار شدی
ا.ت:اوهوم جیمین من اینجا چیکار دارم
جیمین:...پدرت کتکت زد و از درد بیهوش شدی
ا.ت:خب چطوری اومدم اینجا
جیمین:من اوردمت
ا.ت:چطوری یعنی اومدی تو خونه
جیمین:اره
ا.ت:چطوری کسی که ندیدت اگه دیده باشند میکشنت اصلا برای چی اومدی
جیمین:هی آروم باش از در پشتی اومدم نگران نباش کسی ندیدم ببینم تو خوبی
ا.ت"بد نیستم
جیمین:چیزی میخوای
ا.ت:نه
جیمین:پس استراحت کن راستی یکی دو روز احتمالا سرم شلوغ باشه ببخشید
ا.ت:مشکلی نیست
جیمین:همم ا.ت ممنون
ا.ت:براب چی
جیمین:برای اینکه عشقمو قبول کردی پیشم بودی
ا.ت:*خنده
جیمین:راستی پدرت چرا اینکارو کرد
ا.ت:خب
جیمین:خب چی
ا.ت:اونم فهمیده که باهم قرار میزارین
جیمین:چی اه لعنتی
ا.ت:...
جیمین:مشکلی نیست به هر حال میفهمید ولی ببخشید به خاطر من کتک خوردی
ا.ت:من به خاطر تو هرکاری میکنم
جیمین:*لبخند
که یهو در با شتاب باز شد و نامجون اومد داخل
نامجون:ا.ت چیشده چه خبره این پسره کاری کرده
ا.ت:سلام داداش نه بابا جونت کرده
نامجون:چی
جیمین:پدرتون فهمیده که ما باهم رابطه داریم از ا.ت خواسته بره خونه و رو کتکش زده
نامجون:یعنی چی
ا.ت:اره جیمین منو اورد اینجا
نامجون:خوبه وایسا ببینم تو چطوری رفتیم تو خونه
جیمین:در پشتی
نامجون:اها وایسا مگه خونه ما در پشتی داره
جیمین:بله
نامجون:ایی پدر چه چیزایی آزمون مخفی کردی
جیمین:من میرم آب بگیرم چیزی میخواین
نامجون:نه
ا.ت:جیمینی
جیمین:جانم
ا.ت:میشه برای توت فرنگی بگیری*مظلوم
جیمین:کیوت باشه میگیرم عشقم*خنده
ا.ت:میسی
جیمین:خواهش من رفتم
و زدم بیرون
ادامه دارد.....
لایک و کامنت یادتون نره 🥰
- ۶۳۷
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط