{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرگفت : نرو ، بمان!

مادرگفت : نرو ، بمان!
دلم میخواهد پسرم عصاے دستم باشد...
گفت : هرچه تو بگویے فقط یڪ سوال!
میخواهے پسرت عصاے این دنیایت باشد
یا آن دنیا؟
مادرش چیزی نگفت و با اشڪ بدرقه اش ڪرد.....*
دیدگاه ها (۱)

"جمعه"می تواند روزی باشدبدون دلتنگیاگر توبگویی :بر میگردی .....

می خواهید در عکس زیبا بیفتیدبدهید کسی که بیشتر از همه دوستتا...

- آرزویت کنم ، برآورده شدن بلدی؟photo"alirezajd402

کلماتم را در جوی سحر می‌ شویم لحظه ‌هایم را در روشنی باران‌ ...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

حاجی من هیچ توضیحی درباره ی اوسی ولکام هومم ندادم خب پس الان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط