وقتی دلدرد داشتی...(پایانی)
وقتی دلدرد داشتی...(پایانی)
جیمین ذرهای دستش رو روی دلت فشار داد..جوری که حتی خودش هم متوجه نشد
چشمات رو روی هم فشردی..یه اشک از چشمات پایین اومد و با بغض گفتی:"جیمین..اذیت نکن..دلم درد میکنه"
سریع سرشو تکون داد:باشه باشه..ببخشید"
دو ساعت گذشته بود..و الان خواب بودی..
نیلا با لحن مهربونش گفت:"ابجی حالش بهتر شد؟"
جیمین لبخند زد:"آره.. فکر میکنم"
و هر چهارتاشون نفس راحتی کشیدن
جیمین حتی جرعت نمیکرد از روی مبل بلند شه..تا مبادا بیدار بشی و دلدردت برگرده
جونگکوک و تهیونگ،دسته های پیاِس رو اوردن..و نوبتی شروع کردن به بازی..
زمانی که نوبت جیمین شد،اونقدر اروم بازی کرد تا تو بیدار نشی..و البته که برد!
به اسرار های زیاد نیلا،تهیونگ و جونگکوک تصمیم گرفتن که پیشتون بمونن
تشک و بالشت رو توی هال انداختن،بالشت رو گذاشتن و یه فیلم پلی کردن
جیمین تورو اروم گذاشت روی یکی از تشک ها..کمی تکون خوردی..و چشماتو باز کردی
همه دستشون رو به پیشونیشون زدن،حتی نیلا!
خندیدی:"هعی..حالم خوبه!"
جیمین لبخند زد:"خوبه..خوشحالم..میای فیلم ببینیم؟"
-"حتما!"
انگار نه انگار که تا یکم پیش داشتی از درد میمردی
طبق عادت،نیلا پاشو روی پای جیمین انداخت..
فیلم شروع شد..
و توی کل فیلم،جیمین دستش رو اروم روی دلت میکشید...
-نظرتون رو بهم بگید...
جیمین ذرهای دستش رو روی دلت فشار داد..جوری که حتی خودش هم متوجه نشد
چشمات رو روی هم فشردی..یه اشک از چشمات پایین اومد و با بغض گفتی:"جیمین..اذیت نکن..دلم درد میکنه"
سریع سرشو تکون داد:باشه باشه..ببخشید"
دو ساعت گذشته بود..و الان خواب بودی..
نیلا با لحن مهربونش گفت:"ابجی حالش بهتر شد؟"
جیمین لبخند زد:"آره.. فکر میکنم"
و هر چهارتاشون نفس راحتی کشیدن
جیمین حتی جرعت نمیکرد از روی مبل بلند شه..تا مبادا بیدار بشی و دلدردت برگرده
جونگکوک و تهیونگ،دسته های پیاِس رو اوردن..و نوبتی شروع کردن به بازی..
زمانی که نوبت جیمین شد،اونقدر اروم بازی کرد تا تو بیدار نشی..و البته که برد!
به اسرار های زیاد نیلا،تهیونگ و جونگکوک تصمیم گرفتن که پیشتون بمونن
تشک و بالشت رو توی هال انداختن،بالشت رو گذاشتن و یه فیلم پلی کردن
جیمین تورو اروم گذاشت روی یکی از تشک ها..کمی تکون خوردی..و چشماتو باز کردی
همه دستشون رو به پیشونیشون زدن،حتی نیلا!
خندیدی:"هعی..حالم خوبه!"
جیمین لبخند زد:"خوبه..خوشحالم..میای فیلم ببینیم؟"
-"حتما!"
انگار نه انگار که تا یکم پیش داشتی از درد میمردی
طبق عادت،نیلا پاشو روی پای جیمین انداخت..
فیلم شروع شد..
و توی کل فیلم،جیمین دستش رو اروم روی دلت میکشید...
-نظرتون رو بهم بگید...
- ۱.۲k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط