{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


راستش را بخواهی، آمدم!
هر شب، نه یک بار، نه دو بار
به تعدادِ تمام شب هایِ بعد از نبودنت!
آمدم...
و هر بار این شک به جانم می افتاد
نیستی یا خودت را به نبودن زده‌ای؟!
اما اینبار صبح که چشم باز کردی،
پشتِ دربِ خیالَت را بخوان...
برایت تا بی نهایت نوشته‌ام...
جانم، آمدم، به اندازه‌یِ
تمامِ دقایقی که داشتَمَت..
نبودی اما!
maryam
دیدگاه ها (۲)

ای بی خبر از محنت روز افزونمدانم که ندانی از جدایی چونمباز آ...

آدم که دیوار نیست...که هر روزش ...با جای خالی کسی پر شود ......

گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم در کویر داغ و سوزان سایبان...

تا به دشتِ دامنت باران ببارم بیشترسر به روی شانه‌هایت می‌گذا...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

پارت ۱۸ (کتک میخوام تا برم بخوابم🗿☕️)ناروتو به ابتدای راهرو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط