{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جلو یه مغازه ساعت فروشی ایستاده بودم داشتم به ساعت ها نگا

جلو یه مغازه ساعت فروشی ایستاده بودم داشتم به ساعت ها نگاه می کردم ساعتها همش قشنگ بود ولی هرچی فکردم نتوانستم یکی را انتخاب کنم
ولی بعد فهمیدم قشنگ ترین ساعت
ساعتی هست که با دوستانم در ویسگون هستم
قشنگ ترین ساعت ساعت های باهم بودن است
دیدگاه ها (۴)

در مورد این تصویر من چیزی نمی توانم بگویمشمابگید

نظر شما چیه؟

حراج وسایل شیطان !!! روزی شیطان همه جا اعلام کرد قصد دارد از...

نصیحت پدر بزرگم خیلی ساله تو ذهنم مونده. میگفت:اگه مهمون خون...

بچه ها بچه ها وای بزارید تعریف کنممن خب سه ساعت منتظر بودم ا...

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف کن...

𝑰'𝒎 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒉𝒐𝒑𝒆 𝒀𝒐𝒖'𝒓𝒆 𝒎𝒚 𝒉𝒐𝒑𝒆 𝑰'𝒎 𝑵𝒂𝒚𝒆𝒐𝒏 🦌 های نایونی‌ز 😭۲ رو...

دختر تنها{3}

لبخند قاتلپارت³⁵ویو سلینتمام شب فقط به اون دو پیام فکر می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط