𝓹𝓪𝓻𝓽 31
𝓹𝓪𝓻𝓽 31
دینگ دینگ
ات: شت ساعت ده و نیمه
کای: ات خوبی
یونجون: قبول میکنی؟
ات: بدویین برین تو حموم *(حموم ات کنار دره)*
کای و یونجون رفتن تو حموم
ات درو باز کرد
نامی: چرا درو باز نمیکردی؟
ات:(لبخند ضایع) بالا بودم نشنیدم
جیمین: ات نمیزاری بیایم تو؟
ات:(لبخند ضایع) بیاین
ات: بشینین اینجا برم شربت بیارم
*(آشپز خونه روبرو حموم دشوریه مبلام پشتشون به آشپزخونس)*
ات یواشکی در حمومو باز کرد و کای و یونجون رفتن اتم شربت زعفران برد و خوردن ات هفت جفت لباس راحتی داد به اعضا
ات: بیاین
شوگا: ات اینا..
ات: میدونم دخترونس ولی دیگه لباس ندارم در ضمن کسیم نمیبینه
ــــ
هوپی: ات خوب شدم؟
ات: خیلی بهت میاد (لبخند)
ات: خب من میزنم فیلم ببینیم
ات: عشق و افسار نه نه نه تاپایان ماه اونم که نه هوارانگ نه نه نه اصلا آهان نارنیا*(بهتون پیشنهاد میکنم ببینید خیلی خوبه×کره ای یا چینی نیست)*
ـــــــــــــــویو بعد فیلم
نامی: ات امم ما کجا باید بخوابیم؟
ات: اممم
ات: زو لحافت مشکل دارین؟
ات: اصلا مامانم خواست بهم جهاز (اشتباهه؟) بده میگم هفتا تشک مخصوص براتون درست کنه
شوگا: خب حالا لحافتت کجاست؟
ات: کشوی زیر تختم
رفتن لحافتو بیارن
جیمین: این چقدر بزرگه
ات: آره برات بزرگه توعم قدت کوتاهه میوفتی
جیمین لحافتو ول میکنه میدوعه دنبال ات
هوپی: خب اینو همینجا پهن کنیم*(کنار تخت)*
جین:خب پهن کردیم بیاین بخوابیم
ات: بیاین اینم پتو و بالشتاتون
نامی: ات خودت چی؟
ات دراز کشید رو تخت
ات: اینجا
نامجون دست اتو گرفت کشید نخیرم توعم اینجا میخوابی
ات: باشه باشه برم برا خودم بالشت و پتو بیارم
رفت پتو و بالشت آورد و وسط اعضا دراز کشید و تا صبح چرت پرت گفتن و خندیدن تا خوابشون برد
ویو فردا...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
دینگ دینگ
ات: شت ساعت ده و نیمه
کای: ات خوبی
یونجون: قبول میکنی؟
ات: بدویین برین تو حموم *(حموم ات کنار دره)*
کای و یونجون رفتن تو حموم
ات درو باز کرد
نامی: چرا درو باز نمیکردی؟
ات:(لبخند ضایع) بالا بودم نشنیدم
جیمین: ات نمیزاری بیایم تو؟
ات:(لبخند ضایع) بیاین
ات: بشینین اینجا برم شربت بیارم
*(آشپز خونه روبرو حموم دشوریه مبلام پشتشون به آشپزخونس)*
ات یواشکی در حمومو باز کرد و کای و یونجون رفتن اتم شربت زعفران برد و خوردن ات هفت جفت لباس راحتی داد به اعضا
ات: بیاین
شوگا: ات اینا..
ات: میدونم دخترونس ولی دیگه لباس ندارم در ضمن کسیم نمیبینه
ــــ
هوپی: ات خوب شدم؟
ات: خیلی بهت میاد (لبخند)
ات: خب من میزنم فیلم ببینیم
ات: عشق و افسار نه نه نه تاپایان ماه اونم که نه هوارانگ نه نه نه اصلا آهان نارنیا*(بهتون پیشنهاد میکنم ببینید خیلی خوبه×کره ای یا چینی نیست)*
ـــــــــــــــویو بعد فیلم
نامی: ات امم ما کجا باید بخوابیم؟
ات: اممم
ات: زو لحافت مشکل دارین؟
ات: اصلا مامانم خواست بهم جهاز (اشتباهه؟) بده میگم هفتا تشک مخصوص براتون درست کنه
شوگا: خب حالا لحافتت کجاست؟
ات: کشوی زیر تختم
رفتن لحافتو بیارن
جیمین: این چقدر بزرگه
ات: آره برات بزرگه توعم قدت کوتاهه میوفتی
جیمین لحافتو ول میکنه میدوعه دنبال ات
هوپی: خب اینو همینجا پهن کنیم*(کنار تخت)*
جین:خب پهن کردیم بیاین بخوابیم
ات: بیاین اینم پتو و بالشتاتون
نامی: ات خودت چی؟
ات دراز کشید رو تخت
ات: اینجا
نامجون دست اتو گرفت کشید نخیرم توعم اینجا میخوابی
ات: باشه باشه برم برا خودم بالشت و پتو بیارم
رفت پتو و بالشت آورد و وسط اعضا دراز کشید و تا صبح چرت پرت گفتن و خندیدن تا خوابشون برد
ویو فردا...
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
حمایت؟
- ۷۶
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط