𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳
𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳
ـــــویو یکم بعد
گوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع میره گوشی ات رو برمیداره و قطع میکنه اما با اسمی که میبینه خوشکش میزنه اون یونجون بود جیهوپ چشمش به نامجون میفته
جیهوپ:چی شده نامجون
نامجون:این مرتیکه چرا به ات زنگ زده
که همه نگاهشونو میدم به نامجون
همه باهم:کی
نامجون:یونجون
هوپی:شاید ات چیزی توی کمپانی جا گذاشته
جین:آره بد به دلت راه نده
نامجون میخواست گوشی ات رو روی میز بزاره که صفحه گوشی روشن میشه و دوباره با اسم یونجون مواجه میشه
یونجون: سلام اعضا رفتن
که نامجون از عصبانیت صورتش سورخ میشه
ویو ات:
از خواب بلند شدم و احساس کردم جسم سنگین روم یکم چشمامو مالوندم وبه جسمی که روم بود نگاه کردم دیدم جونگ کوک باچهره خابالود جونگ کوک مواج شدم خیلی کیوت خوابیده بودخندم گرفت دستای جونگ کوک رو از روم بلند کردم چند لحظه روی تخت نشستم وبعد بلند شدم در اتاق رو باز کردم و رفتم سمت پذیرایی که باچهره ی عصبی اعضا مواجه شدم
ات:چی شده(خوابالو)
تهیونگ:گوشیتو برداری متوجه میشی
ات گوشیشو برداشت با اسم<𝒚𝒐𝒏𝒋𝒖𝒏 مواجه میشه
*(نکته ساعت یازده شبه)*
ات: این اینوقت شب چرا زنگ میزنه
ات گوشیشو جواب داد
ات: الو
یونجون: سلام عشقم
ات: عشقم؟
یونجون: خوشت نیومد؟
ات: چیکار داشتی اینوقت شب زنگ زدی؟
یونجون: فردا میای با کای بریم کنسرت
ات: کنسرت کی؟
یونجون: بیای میفهمی
ات: باشه حالا ساعت چند؟
یونجون: هفت
ات: اوکی خدافظ
یونجون: خدافظ عشقم
ات گوشیو قط کرد که با چهره عصبی اعضا روبرو شد
نامی: عشقم؟(عصبی)
ات: آره مشکلی داری؟
ته: ات تو کی رل زدی؟(عصبی)
ات: دیروز شایدم پریروز
شوگا: چرا بهمون نگفتی؟(عصبی)
ات: نمیدونستم باید برای همچی ازتون اجازه بگیرم
خلاصه اتو اعضا سر اینکه ات رل زده بود دعوا کردن و ات گذاشت رفت
نامی: زیاده روی کردیم، نه؟
ات ویو
گذاشتم رفتم داشتم میرفتم و فک میکردم که تصمیم گرفتم امشب برم خونه یونجون *(خواهرم خودت خونه نداری؟ 😑)*
زنگ زدم به یونجون
یونجون: جانم
ات: امم یچی بگم؟
یونجون: بگو
ات: امشب میشه بیام خونه تو؟
یونجون: حتما؛ بگو کجایی بیام دنبالت
ات: نزدیک کمپانی
یونجون: الان میام
قط کرد
.......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
از https://wisgoon.com/park_hemyy کمک گرفتم
ـــــویو یکم بعد
گوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع میره گوشی ات رو برمیداره و قطع میکنه اما با اسمی که میبینه خوشکش میزنه اون یونجون بود جیهوپ چشمش به نامجون میفته
جیهوپ:چی شده نامجون
نامجون:این مرتیکه چرا به ات زنگ زده
که همه نگاهشونو میدم به نامجون
همه باهم:کی
نامجون:یونجون
هوپی:شاید ات چیزی توی کمپانی جا گذاشته
جین:آره بد به دلت راه نده
نامجون میخواست گوشی ات رو روی میز بزاره که صفحه گوشی روشن میشه و دوباره با اسم یونجون مواجه میشه
یونجون: سلام اعضا رفتن
که نامجون از عصبانیت صورتش سورخ میشه
ویو ات:
از خواب بلند شدم و احساس کردم جسم سنگین روم یکم چشمامو مالوندم وبه جسمی که روم بود نگاه کردم دیدم جونگ کوک باچهره خابالود جونگ کوک مواج شدم خیلی کیوت خوابیده بودخندم گرفت دستای جونگ کوک رو از روم بلند کردم چند لحظه روی تخت نشستم وبعد بلند شدم در اتاق رو باز کردم و رفتم سمت پذیرایی که باچهره ی عصبی اعضا مواجه شدم
ات:چی شده(خوابالو)
تهیونگ:گوشیتو برداری متوجه میشی
ات گوشیشو برداشت با اسم<𝒚𝒐𝒏𝒋𝒖𝒏 مواجه میشه
*(نکته ساعت یازده شبه)*
ات: این اینوقت شب چرا زنگ میزنه
ات گوشیشو جواب داد
ات: الو
یونجون: سلام عشقم
ات: عشقم؟
یونجون: خوشت نیومد؟
ات: چیکار داشتی اینوقت شب زنگ زدی؟
یونجون: فردا میای با کای بریم کنسرت
ات: کنسرت کی؟
یونجون: بیای میفهمی
ات: باشه حالا ساعت چند؟
یونجون: هفت
ات: اوکی خدافظ
یونجون: خدافظ عشقم
ات گوشیو قط کرد که با چهره عصبی اعضا روبرو شد
نامی: عشقم؟(عصبی)
ات: آره مشکلی داری؟
ته: ات تو کی رل زدی؟(عصبی)
ات: دیروز شایدم پریروز
شوگا: چرا بهمون نگفتی؟(عصبی)
ات: نمیدونستم باید برای همچی ازتون اجازه بگیرم
خلاصه اتو اعضا سر اینکه ات رل زده بود دعوا کردن و ات گذاشت رفت
نامی: زیاده روی کردیم، نه؟
ات ویو
گذاشتم رفتم داشتم میرفتم و فک میکردم که تصمیم گرفتم امشب برم خونه یونجون *(خواهرم خودت خونه نداری؟ 😑)*
زنگ زدم به یونجون
یونجون: جانم
ات: امم یچی بگم؟
یونجون: بگو
ات: امشب میشه بیام خونه تو؟
یونجون: حتما؛ بگو کجایی بیام دنبالت
ات: نزدیک کمپانی
یونجون: الان میام
قط کرد
.......
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
از https://wisgoon.com/park_hemyy کمک گرفتم
- ۱۶۹
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط