ی تصور

یِ تصور:)

وووااای خوداااا
عین چی این یارو افتاده دنبااالم
کممممممک
چرا هرچی می رم
خیابونا خلوت تر میشه
بلاخره پیچیدم یجایی
که نباید
میپیچیدم
یه کوچه متررررروک
کمکککککک
ته کوچه گیرم انداخت
+جااایی میری؟
_از دست شما در میرم
+من اصولا زیاد حرف نمیزنم ولی برای تو حرف زیاد دارم...
دستمالی و جلو صورتم گرفت
همه جا تار شد

..............

تازه بهوش اومده بودم
با لبخند عجیبی داشت نگام می کرد
سرشو نزدیک گوشم اوردو گفت
+هی حس خوبیه که یکی دوستت داشته باشه نع؟
پوکر موندم
یارو خله دزدیدتمو میگه دوسم داره
+نمیشناسی نه؟ هم دانشگاهیت. مارک توان. همونی که می گفتن خیلی دوسش داری؟
راس می گفت آقای توان تنها پسری بود که من به خودش جذب کرد
_توو مارکی ؟ تو تو مارک توانی ؟
+بله من مارک توام
و سرشو جلو اوردو بوسه ای رو پیشونیم گذاشت


رمانتیک شدا
اعتراف بع عشق با گروگانگیری
سفارشی
@igot7
دیدگاه ها (۱۰)

یِ-ه تصوراونکه حواسشو میده به تو (چشمایه ی رویایی زانیار)یکی...

خواستم یه عکس از خودم بزارمرویِ ماه-َمو ببینیددیدم این دوتا ...

یِ تَصَورنشسته بودم عین بچه عادم درس می خوندمیهو اومد داخل _...

ی_ه تَصور:)داشتم مثل اَحمَقا تو فرودگاه را میرفتمو با خودم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط