{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنی

نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنی
تا به کی قلب مرا هر شب خرابش می کنی؟


آنقدر سیب گناه از چشم هایت می کند
مطمئنا یک شبی آدم حسابش می کنی

کاش می شد کوچه ای باشم که شب ها در سکوت
با قدم هایت دچار اضطرابش می کنی


باشد از جنس خدایی پس خدایی کن بگو
کی دعایی را که کردم مستجابش می کنی؟


خانه ای می سازم از عشق تو در رویای محض
با وجود آنکه می دانم ...... خرابش می کنی!
دیدگاه ها (۲)

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدیبت منی شکستمت وقتی خدای من ش...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه هابا خیال روی تو من ماندم...

نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم، گفت: ما...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط