{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم، گفت:

نشست تو ماشین، دستانش می لرزید، بخاری رو روشن کردم، گفت: ماشینت بوی دریا میده!
گفتم: ماهی خریده بودم.گفت: ماهی مرده که بوی دریا نمی ده! گفتم:هر چیزی موقع مرگ بوی اون جایی رو می ده که دلتنگشه...
گفت: من بمیرم بوی تورو میدم...
دیدگاه ها (۷)

من اسیرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه هابا خیال روی تو من ماندم...

نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنیتا به کی قلب مرا هر ...

خوشبختی اینه کهبا تو زندگی کنمهر چی برگردم عقبباز انتخابت می...

درد بی درمان شنیدی ؟! حال من یعنی همین !بی تو بودن ، د...

بچه ها این عکس ا.ت دازای و چویا است امید وارم خوب شده باشه م...

پارت ۲ویو ا.ت رسیدیم خونه و از ماشین پیاده شدیم رفتیم داخل م...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۲برگشت و تند تند شروع کرد به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط