{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ترک_اعتیاد_مجازی

#ترک_اعتیاد_مجازی

گوشی، تبدیل شده بود به عضوی جدا نشدنی از بدنش. اکثر حرف‌ها رو نمی‌شنید؛ چون حواسش جای دیگری بود؛ اولین جایی که برای عید دیدنی رفتند؛ صاحب‌خانه سبد زیبایی رو تزیین کرده بود؛ برای تحویل گرفتن گوشی‌ها. می‌گفت این چند دقیقه‌ای که باهم هستیم، از وجود هم استفاده کنیم و از فضای مجازی دور باشیم؛ اول از این حرکت صاحب‌خانه اصلا خوشحال نشد؛ اما موقع رفتن، دائم تشکر و ابراز خوشحالی می‌کرد، از این دوری اجباری؛ نباید اجاره بدهیم، وسایل مختلف ما رو به خودشان معتاد کنند؛ برنامه ریزی برای استفاده از هر چیزی بهترین راه حل برای در امان ماندن از اعتیاد به آن‌هاست.

#احسن_الحال
#نوروز
#سال_نو
#متن_کوتاه
دیدگاه ها (۲)

#تعصب_ایرانیخیلی ناراحت بود؛ شعله‌ور شدن خوشه‌های خشم را در ...

#حیای_زن_در_عرصه_اجتماعبرخی به باطل تصور نموده‌اند که حیای ز...

#دعوای_لفظیعده‌ای خواسته یا ناخواسته جلسه مهمانی و صله رحم ر...

#زحمت_ساختن_برای_خوداز چند بُعد و نگاه می‌توان این موضوع را ...

رسم مسلمانی شیخ رجبعلی خیاط زندگی ساده ای داشت، خودش خیاطی م...

پدرم دوستی داشت که بهش می گفتند ممد سرگردانمی گفتند آن قدیم ...

[Part²⁸] __☆_The sweetest oblivion_☆__الینابا این حال، از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط