{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب آسمان شدید ست و ستاره سو ندارد

تب آسمان شدید ست و ستاره سو ندارد
چه کنم که ماه م امشب سر گفت و گو ندارد
به کدام کیش و آیین به کدام جاده دل را
تو کشانده ای که جز تو ،سرِ هیچ سو ندارد
من و اشک و آه ماندیم و شبِ سکوت و یادت
نفسم گرفته ،جز تو دلم آرزو ندارد
من خسته را تو امشب بنواز با نگاهی
دل پاره پاره تاب و رمق رفو ندارد
منم و قلم کنار غزلی که ناتمام است
تو بیا که بی تو دیگر قلم آبرو ندارد
دیدگاه ها (۸)

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز ،ماهِ من! هر شب تو را ...

روز و شب نام تورا بی پرده نجوا میکنمجسم و جان خسته را بی چان...

چقدر آن روز در آینه برانداز کردم همه چیز خوب باشد،مبادا به د...

عشق پاڪم بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم من سکوتی بی هدف...

پرستار با ترس و گریه هایش تند گفت سو آه : ترو خدا این کارو ن...

سلام بر دوستان وعزیزان بهتر از جان میدان داران خیابان های حق...

Fake taehyong part:3چرا انقد زوق داری اتفاقی افتاده . ات تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط