{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد
باورت هست که این عشق تو را کم دارد
طرح چشمان تو یک معجزه دارد زیرا
بر سر هر مژه‌ات حالت شبنم دارد
تو به یک تیر نگاهی ندهی دل اما
شکل چشمان تو یک لذت مبهم دارد
بسکه دوری زبرم یکسره کارم گریه است
گوییا از غم تو شور محرم دارد
عشق تو نقطه ی آغاز همه ویرانی است
این خرابی مرا زلزله ی بم دارد
من به یک جرعه از آن جام تهی خود مستم
که سرانجام مرا عشق تو با هم دارد
بوسه هرگز نشود مایه ی آرامش من
بغلم کن دلم بی تو بسی غم دارد.
دیدگاه ها (۱۰۹)

بین ما حرف فقط حرف وفا بود ، نبود؟حرف دلبستن بی چون و چرا بو...

به ساز خنده های تو نشسته ناز تازه ایبخند و ناز خنده را به اخ...

نوشیده ام بدون تو فنجان دیگریگفتی ببخش! آمده مهمان دیگریلرزی...

تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردیاسیر این تب و دردم ، ت...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

شاعرم باش و برای دل ویران بنویس دو سه خط از من بیمار و پریشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط