ویو جونگکوک
ویو جونگکوک
جیمین کامیلا رو تو بغلش گرفت کلش تخصیر آت نبود این کامیلا خیلی چص میکرد آت سعی کرد بهشون نگاه نکنه کامیلا داشت جیمینو تحریک میکرد عصبی شدم
-بسه دیگه اهههه برو تو خونه بمالش..
¥ددی تو به من قول دادی...
=هوممم بریم...
-شماها هم برید من میخوام با آت تنها باشم
بقیه: اکی
همه رفتن که آت گفت
+م..من خستم..میشه خواهش کنم طلسممونو بشکنید؟لطفا..جایی نمیرم
-خودمم خسته شدم.. از جیمین خوشت میاد؟
سعی کرد بغضشو نگه داره و بخاطر همین نتونست حرف بزنه
-گریه کن
نزاشت یک ثانیه از جملم بگذره که بغضش ترکید و شروع کرد به گریه کردن
+خ..خیلی هق دوسش دارم خیلی زیاد (گریه شدید)
+چرا..هق نتونست عاشقم..هق باشه؟
-چون تو مال منی و حالا خفه شو (ترسناک)
طلسممونو شکوندم
-حالا میتونی گمشی داخل
بدو بدو رفت تو عمارت هرزه عوضی جلوی شوهرش از مرد دیگه میگه نینا زخمی وارد حیاط عمارت شد بدنش زخم بود دوییدم سمتش و بغلش کردم
-حالت خوبه؟( نگران)
÷اره خوبم. پام گیر کرد به بوته خاردار الان خوبم
برآید استایل بغلش کردم و بردمش عمارت آت جلو در بیهوش افتاده بود و سرش خون میومد اهمیت ندادم
-دکتر خبر کنید زودددد(عربده)
£چشم الان میاریمش
÷ا..ارباب...ببخشید..
-خوب میشی قول میدم
÷م..من خوبم
بردمش اتاقم و رو تخت گذاشتم دکتر اومد
-کدوم گوری موندی (ترسناک)
~شرمنده... فک کردم موضوع خانم آت هست آخه حس کردم داخل سرشو میخ رفته ولی فرصت نشد دقیق نگاه بندازم
÷چ..چی آت چش شده
- آت به درک نینا خوب نشه همینجا چالت میکنم(نگران)
اومد و یه نگاهی به نینا انداخت
~زخم هاش سطحی ان و فقط یه پانسمان سادست خون زیادی ازش نرفته بزارید پانسمانش کنم
-زود باش ( نگران،داد)
قبول دارید آت هم کرم داره؟؟
شرایط
۶۵ لایک
https://wisgoon.com/yona_vpap
این و فالو و پستاشو لایک کنید حداقل ۴۰ لایک برا هر پستش(داخلش قراره بازم پست بزارم راستی به کاور اهنگام و ظاهرم هم نظر بدید)
۲۰ کامنت درست حسابی
جیمین کامیلا رو تو بغلش گرفت کلش تخصیر آت نبود این کامیلا خیلی چص میکرد آت سعی کرد بهشون نگاه نکنه کامیلا داشت جیمینو تحریک میکرد عصبی شدم
-بسه دیگه اهههه برو تو خونه بمالش..
¥ددی تو به من قول دادی...
=هوممم بریم...
-شماها هم برید من میخوام با آت تنها باشم
بقیه: اکی
همه رفتن که آت گفت
+م..من خستم..میشه خواهش کنم طلسممونو بشکنید؟لطفا..جایی نمیرم
-خودمم خسته شدم.. از جیمین خوشت میاد؟
سعی کرد بغضشو نگه داره و بخاطر همین نتونست حرف بزنه
-گریه کن
نزاشت یک ثانیه از جملم بگذره که بغضش ترکید و شروع کرد به گریه کردن
+خ..خیلی هق دوسش دارم خیلی زیاد (گریه شدید)
+چرا..هق نتونست عاشقم..هق باشه؟
-چون تو مال منی و حالا خفه شو (ترسناک)
طلسممونو شکوندم
-حالا میتونی گمشی داخل
بدو بدو رفت تو عمارت هرزه عوضی جلوی شوهرش از مرد دیگه میگه نینا زخمی وارد حیاط عمارت شد بدنش زخم بود دوییدم سمتش و بغلش کردم
-حالت خوبه؟( نگران)
÷اره خوبم. پام گیر کرد به بوته خاردار الان خوبم
برآید استایل بغلش کردم و بردمش عمارت آت جلو در بیهوش افتاده بود و سرش خون میومد اهمیت ندادم
-دکتر خبر کنید زودددد(عربده)
£چشم الان میاریمش
÷ا..ارباب...ببخشید..
-خوب میشی قول میدم
÷م..من خوبم
بردمش اتاقم و رو تخت گذاشتم دکتر اومد
-کدوم گوری موندی (ترسناک)
~شرمنده... فک کردم موضوع خانم آت هست آخه حس کردم داخل سرشو میخ رفته ولی فرصت نشد دقیق نگاه بندازم
÷چ..چی آت چش شده
- آت به درک نینا خوب نشه همینجا چالت میکنم(نگران)
اومد و یه نگاهی به نینا انداخت
~زخم هاش سطحی ان و فقط یه پانسمان سادست خون زیادی ازش نرفته بزارید پانسمانش کنم
-زود باش ( نگران،داد)
قبول دارید آت هم کرم داره؟؟
شرایط
۶۵ لایک
https://wisgoon.com/yona_vpap
این و فالو و پستاشو لایک کنید حداقل ۴۰ لایک برا هر پستش(داخلش قراره بازم پست بزارم راستی به کاور اهنگام و ظاهرم هم نظر بدید)
۲۰ کامنت درست حسابی
- ۱۸.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط