ویو جونگکوک
ویو جونگکوک
بغضش گرفته بود جین گفت
جین:آت یادت میاد فندق ریخته بودی تو دسر جونگکوک (خنده)
ویو آت
لرزیدم از چشم جونگکوک دور نموند و پوزخند زد
-فک نکنم دلش بخواد اون شب دوباره یادش بیاد هوم؟؟
سرمو اروم به نشونه تأیید تکون دادم اون شب کل بدنم سوخت...
جین:چرا؟بعد اینکه ما رفتیم چی شد؟
= (چشماشو رو هم فشار میده)
-چیزی نشد... فقط یه تنبیه کوچیک..
تنبیه کوچیک؟کل بدنمو با سرب سوزوند و تاول هاشو با سوزن داغ ترکوند و بعدش جاشو شلاق زد فک نکنم تنبیه کوچیک باشه...
- بحث و عوض کنید..
(دوست دختر جین اسمش ماریا )
ماریا:ات عزیزم نظرت چیه بری یه آبی به صورتت بزنی؟
-لازم نیست
ماریا:ولی من از خودش پرسیدم
-ولی من تصمیم میگیرم اون چیکار کنه و کجا بره..(ریلکس)
دوست دختر یونگی اسمش رونا.
رونا: خیلی مسخره ای جئون
ش.ا: عزیزم ولش کن.
برای پارت بعد
۶۰ لایک
۲۰ کامنت خوب
پستای این پیج همشون بالای ۵۰ بشن و به کاور اهنگام هم نظر بدید لطفا تو کامنتا
@yona_vpap
گشاد نباشید این پیجم پستاشو لایک و فالوش کنید حتما... اگه کارایی که گفتم و نکنید از فیک خبری نیست
@nina57
بغضش گرفته بود جین گفت
جین:آت یادت میاد فندق ریخته بودی تو دسر جونگکوک (خنده)
ویو آت
لرزیدم از چشم جونگکوک دور نموند و پوزخند زد
-فک نکنم دلش بخواد اون شب دوباره یادش بیاد هوم؟؟
سرمو اروم به نشونه تأیید تکون دادم اون شب کل بدنم سوخت...
جین:چرا؟بعد اینکه ما رفتیم چی شد؟
= (چشماشو رو هم فشار میده)
-چیزی نشد... فقط یه تنبیه کوچیک..
تنبیه کوچیک؟کل بدنمو با سرب سوزوند و تاول هاشو با سوزن داغ ترکوند و بعدش جاشو شلاق زد فک نکنم تنبیه کوچیک باشه...
- بحث و عوض کنید..
(دوست دختر جین اسمش ماریا )
ماریا:ات عزیزم نظرت چیه بری یه آبی به صورتت بزنی؟
-لازم نیست
ماریا:ولی من از خودش پرسیدم
-ولی من تصمیم میگیرم اون چیکار کنه و کجا بره..(ریلکس)
دوست دختر یونگی اسمش رونا.
رونا: خیلی مسخره ای جئون
ش.ا: عزیزم ولش کن.
برای پارت بعد
۶۰ لایک
۲۰ کامنت خوب
پستای این پیج همشون بالای ۵۰ بشن و به کاور اهنگام هم نظر بدید لطفا تو کامنتا
@yona_vpap
گشاد نباشید این پیجم پستاشو لایک و فالوش کنید حتما... اگه کارایی که گفتم و نکنید از فیک خبری نیست
@nina57
- ۲۲.۲k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط