سناریو bts
سناریو bts
وقتی روی استیجی و با دنسرای مرد گرم گرفتی (به عنوان عضو هشتم)
نامجون
عصبی میشه ولی به روی خودش نمیاره که تو بهش نگاه میکنی و با نگاهش که عصبانیت توشه بهت میگه که ازشون دور شی و تو از دنسرا دور میشی
جین
عصبی میشه ولی به روی خودش نمیاره چون به خودش میگه ورلد واید هندسامه نباید عصبی بشه چون واسش بده ولی یه نگاه عصبی از دور بهت میکنه و و تو متوجه میشی و فاصله میگیره از دنسرا ی مرد
جیهوپ
همونطور که در حال رقصیدنه بهت نزدیک میشه و به بهونه دنس از دنسرای مرد دورت میکنه و اخرش یه نگاه عصبی بهت میکنه و توهم با چشم هایی که میگفت ببخشید نگاهش کردی
یونگی
مثل پیشیا عصبی میشه و و خیلی تند میخونه تا کم کم بهت نزدیک میشه و میکشت کنار خودش و بهت میگه
«تو از کنار من تکون بخور، تا من نذارم تو امشب تو خونه بمونی»
توهم ترسیدی و بهش گوش دادی
جیمین
عصبی میشه و حسودی میکنه و خیلی عصبی راه میره و میاد دستت رو میکشه و و تو میوفتی تو بغلش و اون هم از فرصت استفاده میکنه و در گوشت میگه
« یبار دیگه اینکارو بکن، تا نزارم شب رو بخوابی»
تهیونگ
همونطوری که داره ددی بازی در میاره تو رو میبینه و خیلی خونسرد میاد پیشت با اینکه عصبیه ولی نمیخواد کسی بفهمه، بهت نزدیک میشه و طوری که کسی نتونه ببینه بهت یه اسپنک میزنه و توهم میفهمی و دور میشی
جونکوک
عصبی طور زبونشو تو دهنش میچرخونه و یه نگاه خشن بهت میندازه و تا آخر کنسرت اذیتت میکنه توهم که میدونستی چه غلطی کردی چیزی نگفتی البته نمی تونستی چیزی بگی چون اینبار قبر خودتو با دست های خودت میکنی
خودم سر نوشتن جونکوک مردم اون حرکت اوفف گادد
خوشکلا بگید سناریو چی بنویسم؟؟
عکسه رو ازم ندزدید🤣
وقتی روی استیجی و با دنسرای مرد گرم گرفتی (به عنوان عضو هشتم)
نامجون
عصبی میشه ولی به روی خودش نمیاره که تو بهش نگاه میکنی و با نگاهش که عصبانیت توشه بهت میگه که ازشون دور شی و تو از دنسرا دور میشی
جین
عصبی میشه ولی به روی خودش نمیاره چون به خودش میگه ورلد واید هندسامه نباید عصبی بشه چون واسش بده ولی یه نگاه عصبی از دور بهت میکنه و و تو متوجه میشی و فاصله میگیره از دنسرا ی مرد
جیهوپ
همونطور که در حال رقصیدنه بهت نزدیک میشه و به بهونه دنس از دنسرای مرد دورت میکنه و اخرش یه نگاه عصبی بهت میکنه و توهم با چشم هایی که میگفت ببخشید نگاهش کردی
یونگی
مثل پیشیا عصبی میشه و و خیلی تند میخونه تا کم کم بهت نزدیک میشه و میکشت کنار خودش و بهت میگه
«تو از کنار من تکون بخور، تا من نذارم تو امشب تو خونه بمونی»
توهم ترسیدی و بهش گوش دادی
جیمین
عصبی میشه و حسودی میکنه و خیلی عصبی راه میره و میاد دستت رو میکشه و و تو میوفتی تو بغلش و اون هم از فرصت استفاده میکنه و در گوشت میگه
« یبار دیگه اینکارو بکن، تا نزارم شب رو بخوابی»
تهیونگ
همونطوری که داره ددی بازی در میاره تو رو میبینه و خیلی خونسرد میاد پیشت با اینکه عصبیه ولی نمیخواد کسی بفهمه، بهت نزدیک میشه و طوری که کسی نتونه ببینه بهت یه اسپنک میزنه و توهم میفهمی و دور میشی
جونکوک
عصبی طور زبونشو تو دهنش میچرخونه و یه نگاه خشن بهت میندازه و تا آخر کنسرت اذیتت میکنه توهم که میدونستی چه غلطی کردی چیزی نگفتی البته نمی تونستی چیزی بگی چون اینبار قبر خودتو با دست های خودت میکنی
خودم سر نوشتن جونکوک مردم اون حرکت اوفف گادد
خوشکلا بگید سناریو چی بنویسم؟؟
عکسه رو ازم ندزدید🤣
- ۹۵۳
- ۱۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط