𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉
𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉
part 7
هیرا: اونجا چیه داره برق میزنه؟
یوجونگ: اون اون گردنبندی که برای ماردم خریده بودمه عجیبه
یوجونگ: چیزه دیگه ای پیدا نکردی؟
هیرا: نههه
یوجونگ: باش بیا ازین طرف بریم
هیرا: صب کننن اومدممم
چند مین بعد
هیرا: ببین رو دیوار یک چیزایی نوشته
یوجونگ: دارم میبینم
هیزا: ولی این چه زبانیه نه انگلیسی نه ژاپنی نه چینی
یوجونگ: فک کنم یک نوشته ای مال دوران قدیم باشه
هیرا: وای شوخی میکنی دیگه مثلا دوران چوسان😂🙄
یوجونگ: من با تو شوخی دارم؟.؟
هیرا: عا خب ما الان از کجا بفهمیم چی نوشته
یوجونگ: وای وای خانم باهوش نمیبینی یک فلش به سمت چپ روش نقش داره پس منظورش اینه بریم سمت چپ
هیرا: واو خیلی جالبه اوکی بریم، وایستا ولی اگه تله باشه چی؟
یوجونگ: تو به من اعتماد داری؟
هیرا: صد البته
یوجونگ: پس حرف اضافه ممنوع و دنبالم بیا!
هیرا: باشه
هیرا: یک سوال
یوجونگ:.....
هیرا: سکوت نشانه رضایته! خب چرا مدرستو عوض کردی
یوجونگ: بعد از مرگ پدر و مادرم مهاجرت کردم به امریکا تقریبا تمام مدرسه،دانشگاه های اونجا رو رفت
یوجونگ: بعد از مرگ پدر و مادرم مهاجرت کردم به امریکا تقریبا تمام مدرسه،دانشگاه های اونجا رو رفتم ولی خب با کارایی که میکردم اخراج میشدم پشیمونم نیستم
و همیشه بخش A بودم بعدش تصمیم گرفتم برگردم کره به بهانه دانشگاه و الانم جلوتم و با کمک هم میتونیم بفهمیم قاتل پدر و مادرم کیه
هیرا: من همیشه کنارتم رو من حساب کن!
تا تهش هستم
یوجونگ:« لبخند ملیحی زد»
هیرا: واو اینجا رو باش لبخندم بلدی بزنی شیطون؟
یوجونگ: چی من کی لبخند زدم توهم زدی
هیرا: باش باش تو راست میگی
هیرا: خب چیکار میکردی که اخراجت میکردن؟
یوجونگ:......
شرایط ۲۵ لایک ۱۰ کامنت ۷ بازنشر
part 7
هیرا: اونجا چیه داره برق میزنه؟
یوجونگ: اون اون گردنبندی که برای ماردم خریده بودمه عجیبه
یوجونگ: چیزه دیگه ای پیدا نکردی؟
هیرا: نههه
یوجونگ: باش بیا ازین طرف بریم
هیرا: صب کننن اومدممم
چند مین بعد
هیرا: ببین رو دیوار یک چیزایی نوشته
یوجونگ: دارم میبینم
هیزا: ولی این چه زبانیه نه انگلیسی نه ژاپنی نه چینی
یوجونگ: فک کنم یک نوشته ای مال دوران قدیم باشه
هیرا: وای شوخی میکنی دیگه مثلا دوران چوسان😂🙄
یوجونگ: من با تو شوخی دارم؟.؟
هیرا: عا خب ما الان از کجا بفهمیم چی نوشته
یوجونگ: وای وای خانم باهوش نمیبینی یک فلش به سمت چپ روش نقش داره پس منظورش اینه بریم سمت چپ
هیرا: واو خیلی جالبه اوکی بریم، وایستا ولی اگه تله باشه چی؟
یوجونگ: تو به من اعتماد داری؟
هیرا: صد البته
یوجونگ: پس حرف اضافه ممنوع و دنبالم بیا!
هیرا: باشه
هیرا: یک سوال
یوجونگ:.....
هیرا: سکوت نشانه رضایته! خب چرا مدرستو عوض کردی
یوجونگ: بعد از مرگ پدر و مادرم مهاجرت کردم به امریکا تقریبا تمام مدرسه،دانشگاه های اونجا رو رفت
یوجونگ: بعد از مرگ پدر و مادرم مهاجرت کردم به امریکا تقریبا تمام مدرسه،دانشگاه های اونجا رو رفتم ولی خب با کارایی که میکردم اخراج میشدم پشیمونم نیستم
و همیشه بخش A بودم بعدش تصمیم گرفتم برگردم کره به بهانه دانشگاه و الانم جلوتم و با کمک هم میتونیم بفهمیم قاتل پدر و مادرم کیه
هیرا: من همیشه کنارتم رو من حساب کن!
تا تهش هستم
یوجونگ:« لبخند ملیحی زد»
هیرا: واو اینجا رو باش لبخندم بلدی بزنی شیطون؟
یوجونگ: چی من کی لبخند زدم توهم زدی
هیرا: باش باش تو راست میگی
هیرا: خب چیکار میکردی که اخراجت میکردن؟
یوجونگ:......
شرایط ۲۵ لایک ۱۰ کامنت ۷ بازنشر
- ۵۵۵
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط