هنوز ،
هنوز ،
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
ورنج مي برد ،
از ايستادنش روي زمين. . . . . .
كه سياره را سنگين تر مي كند ،
مي خواهد بخار شود. . . . . .
بادكنكي شود ،
با نخي. . . . . .
گره خورده ،
به انگشت كودكي. . . . . .
هنوز ،
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
وقتي شروع مي كند به دويدن ،
بي آنكه از جغرافي چيزي بداند. . . . . .
تمام زمين را ،
دور مي زند. . . . . .
آنچنان تنگ ،
مرگ رادرآغوش مي فشارد. . . . . .
كه گويي ،
نخستین معشوقش را. . . . . .
هنوز ،
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
وهر صبح ،
و قتي به من نگاه مي كند. . . . . .
گويي ،
در نگاهش معجزه اي رخ داده است . . . . .
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
ورنج مي برد ،
از ايستادنش روي زمين. . . . . .
كه سياره را سنگين تر مي كند ،
مي خواهد بخار شود. . . . . .
بادكنكي شود ،
با نخي. . . . . .
گره خورده ،
به انگشت كودكي. . . . . .
هنوز ،
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
وقتي شروع مي كند به دويدن ،
بي آنكه از جغرافي چيزي بداند. . . . . .
تمام زمين را ،
دور مي زند. . . . . .
آنچنان تنگ ،
مرگ رادرآغوش مي فشارد. . . . . .
كه گويي ،
نخستین معشوقش را. . . . . .
هنوز ،
به زندگي عادت نكرده است. . . . . .
وهر صبح ،
و قتي به من نگاه مي كند. . . . . .
گويي ،
در نگاهش معجزه اي رخ داده است . . . . .
- ۱۷۸
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط