{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیا نفرت ماندگار خواهد بود

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۱۰۶

(ویو نیلسو )
بعد از تماشا کردن فیلم وقت عوض کردن پانسمان بود..
وسایل پانسمان نزدیک آوردم و تیشرت جونگ کوک درآوردم..
_"خودت دستی دستی داری لختم میکنیا....کرم از خودته."
خنده ای کردم:
+"تهش یه پانسمان میکنم نترس .'
روی پاش نشستم و پانسمان قبلی رو باز کردم....
شروع به پانسمان کردن کردم...
+"درد نداره؟."
نگاهشو چرخوند و گفت:
_"داره....اما درمانش تویی."
خنده ای آروم کردم و پانسمان رو متوقف کردم...
+"تا کی میخوای لاس بزنی هوم؟......اگر درمانش منم....باعثشم منم."
مچ دستامو گرفت و روی قفسه سینش گذاشت...
_"مهم اینه خودت درمانش میکنی...باشه آتیش پاره؟."
دستامو دور گردنش حلقه کردم:
+"کی فکرشو می‌کرد اون ازدواج اجباری اینطور عاشقانه بشه."
نفسی آروم کشید:
_"اجباری بود...اولش اجباری بود....اما منو تو اجبار رو قبول کردیم.....و حالا عاشقانه ی ازدواج رو قبول میکنیم....تایم رو گرفتم...واسه ی جمعه."
جیغی کوتاه زدم و دستی به موهام کشیدم:
+"چیییی....جونگ کوک میفهمی چی میگی یه هفته وقت داریم پسر...وایسا هنوز به خانواده ها هم نگفتیم."
دستاشو دو طرف صورتم گذاشت:
_"آروم باش عزیزم آروم..... همه خونه بابا بزرگم جمعن لنا الیور رو برده اونجا فک کنم مامانت و باباتم پشت سر نوه شون رفتن..ماهم اگر میخوای میریم...
یه هفته هم چیز خیلی زیادی نیس."
فحشی بارش کردم....
+"باشه....میریم اما اگه مایلو اونجا باشه چی؟."
_"می‌ترسی ازش؟."
+"نمیدونم.....اما اگر موضوع تو باشی می‌ترسم."
بوسه ای روی موهام زد:
_"ترس واقعی باید از من بعد مراسم عروسی داشته باشی."
خنده ای کردم و با خجالت سرمو پایین بردم:
+"خیلی بیشعوری."
_"توعم که عاشق این بی‌شعور شدی."
چشم غره ای نثارش کردم:
+"توی مراسم باید بازم بله رو بگم؟."
_"آره...این دفعه بدون تهدید نگاهم."
خنده ای کردم:
+"خودتم میدونی پس."
پانسمان رو تموم کردم و بلند شدم...
بوسه ای روی گونش زدم و به طبقه بالا دویدم که صداش تا اتاق امد...
_"بیشتر از کارا کن نفسم."
زیر لب چشمی گفتمو مشغول آماده شدن شدم.....

شرط : ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۱۴)

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰۷(ویو نیلسو )آماده شدمو به...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰۸(ویو نیلسو )به لنا رفتمو ...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰۵(ویو نیلسو )وارد اشپز خون...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰۴(ویو نیلسو )_"جانم؟."جونگ...

part25 عشق پنهان《ویوی ات》رفتم نشستم سر میز چند دقیقه بعد جون...

فیک کوکمافیای عاشقLove mafiaPart:16ات برگشتیم خونه خسته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط