{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
جیرایا به تمام نیروها گفته که سریع تمام شهر را گشت بزنند چون خانواده ی فرانک در اصل قاتل های تحت تعقیب بودند و تا حالا ۵ بار از زندان فرار کرده بودند . آن ها تا حالا ۱۰۰۰ یا بیشتر قتل انجام داده اند . جیرایا از این ترس داشت که نتوانند آن سه را بگیرند .
_______
از آن طرف اوبیتو و رین سعی داشتند خونریزی کاکاشی را متوقف کنند اما زخم ها عمیق بود و رین مجبور شد روپوشش را پاره کند و از تکه های روپوش به عنوان بانداژ استفاده کند .
O:رین ، میتونی زنگ بزنی شیزونه ازش راهنمایی بگیری .
R:ایده ی خوبیه.
رین با دست های خونی اش شماره ی شیزونه را گرفت:بوق ، بوق ، بوق ، الو؟
R:شیزونه ! کاکاشی ضربان قلبش نامنظم ، خونریزی داره ، نفس کشیدنش سخت شده و
زخماش خیلی عمیق هستند باید چه کار کنم؟
Sh:تا ما میرسیم قلبش رو ماساژ بدین و تا وقتی که مطمعا نشدید ضربان قلبش منظم نشد دست از این کار بر ندارید!
رین بعد از اینکه شیزونه گوشی را قطع کرد بغض گلویش را پر کرد . رین و اوبیتو روی خون های کاکاشی نشسته بودند . اشک هایش جاری شدند . اوبیتو اشک های رین را پاک کرد . لبخند اوبیتو به رین آرامش داد و رین شروع کرد سینه ی کاکاشی را شکافتن و یک دستکش سفید پوشید و شروع کرد قلب کاکاشی را ماساژ دادن .
_______
T:ساکورا اونجا وی دیدی؟
همه سعی داشتند بفهمند ساکورا آنجا چی دیده بود اما ساکورا به کورنای قول داده بود به هیچکس چیزی نگوید . بعد یک صدا همه را متعجب کرد:ساکورا مگه نمی خواستی دکتر بشی ، این هم بخشی از دکتری
سوناده بود . سوناده بعد از گفتن جلمه اش سریع رفت توی دفتر مادارا و گفت همه را به بیمارستان انتقال کرد .
Ts:وضعیت کاکاشی در حالت قرمزه و اینکه اگر خوب بشه تا ۶ ماه نباید راه بره اما مادارا بهوش اومده و ما فقط برای اینکه مطمعا بشیم رگ های گردنش آسیبی ندیده باشند اوردیمش و فردا مرخص میشه
سوناده داشت وضعیت کاکاشی و مارا را به هاشیراما توضیح میداد و هم خوشحال و هم ناراحت .
H:یعنی وضعیت کاکاشی خیلی بده؟
سوناده با ناراحتی سرش ره به چپ و راست تکان داد و گفت:بله
_______
O:چرا من رو با شما دوتا به عنوان کشت زن انتخاب کردن؟
It:چون تو تنها کسی بودی که فرانک رو خوب می‌شناسه
Sh:در ضمن تو موتور سواریت هم خیلی خوبه
O:آره ...چون ۱۵ بار بخاطر سرعت زیادم جریمه شدن داری اینو میگی؟
اوبیتو به دستور جیرایا و داد و بیداد های سوناده با ایتاچی و شیسویی گشت میزد و اوبیتو از این کار راضی نبود .
It:یک گشت زن ساده شدی اینقدر شکایت نداره
اوبیتو روی موتور خوابید و این موقع من الان باید خواب کرم ریختن به مادارا رو می‌دیدم .
Sh:حالا ما داریم به تو کرم میریزیم فرق نداره
و خندید . ایتاچی ادامه داد:ما خیلی وقت داریم این کار.....
اوبیتو جلوی دهن ایتاچی را گرفت و به جلو اشاره کرد و یکدفعه فاز جدی گرفتند و موتور هاشون رو روشن کردن و بعد به دنبال ماشین فرانک . شیسویی رفت کنار ماشین و یواشکی یک ردیاب گذاشت رفت کنار شیشه جلو اما مادر فرانک در را باز کرد و در به موتور برخورد کرد . شیسویی تعادلش را از دست داد و افتاد . ایتاچی و اوبیتو موتورخانه گیر کرد به موتور شیسویی و افتادند . شیسویی کلاهش را به زمین کوبید اما خورد روی پای خودش و بلند داد زد من اگه بگیرمتون تکه تکه تون می کنم
دیدگاه ها (۳)

دقیقا همینحوریه

به افتخار پدر ها لایک کندرباره ناروتو ورژن مدرسه میخوام از ا...

ناروتو از شدت ضربات از هوش رفته بود . گارا سعی داشت کمک کند ...

پارت 1K: ناروتوووووو بلندشوووو مدرست دیر میشهناروتو با ترس ب...

ممنون میشم فالو کنی💛اگه از ویترین میای یه سر به پیج مون بزن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط