{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا....

خدایا....

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،
تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،
تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی...؟؟



شبتون بخیر مهربونا
دیدگاه ها (۱۲)

یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخل...

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارنددیوانـه ها از حال هــم امّا ...

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ماانا فتحنا الصلا بازآ ...

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی منتهاای آتشی افروخته در بیشه اند...

عشق در تاریکی پارت: ۷ ویو تهیونگ از خواب بیدار شدم الیس رو ک...

part57به دی*کشش مشت زدم و پا به فرار گزاشتم _پدصگ سوخته زندت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط