ویو آت

ویو آت

خیلی خفن بود... (اسلاید دو) رفتم کنار میزش کلی پرونده بود که با دیدنشون شکستم... شوگا...یونگی...گربه... مافیا بودددد باورم نمیشه از مافیا ها متنفرم چون اونا پدر و مادرم و کشتن... امشب از اینجا فرار میکنم رفتم سمت کشو هاش که یه صدایی پشتم اومد

یونگی اتاقم چیکار می‌کنی (عربده)
ات ب.. ببخشید
یونگی خب وقت چیه؟؟( پوزخند)
سرمو انداختم پایین و با ناراحتی جواب دادم
ات تنبیه
یونگی میای یا ببرمت
ات میام...
یونگی خوبه

رفت و دنبالش رفتم که خدمتکار اومد جلوم
خ موقع تنبیهه؟(پوزخنده)
ات (بغض)
که یهو احساس کردم چیزی رو صورتم پاشید و خدمتکار افتاد روم و افتادم رو زمین... یونگی تفنگشو گذاشت تو جیبش و با چشماش اشاره کرد که دنبالش برم خیلی ترسیده بودم... یونگی رفت سمت اتاق شکنجه رفتم دنبالش و داخل اتاق رفتم دستبند های تیغ دار و رو دستام بست و نوک تیز هاش فرو رفت تو دستم و خون جاری شد اونا باید زمان تنظیم میشدن تنظیم شون کرد روی دو هفته که با صدای من سرشو آورد بالا
ات پشیمون نمیشی؟
یونگی نه
ات باشه... میتونم برم؟
یونگی اره برو تو اتاقت
ات چشم
رفتم خون از دستام جاری می‌شد و روی زمین می‌ریخت دستام درد میکرد
دیدگاه ها (۸)

۲۰۰ تایی شدنمون مبارکککککک تبریک؟بریم برای چند پارت هدیه(امر...

ویو آتدستام درد میکرد ولی تا دو هفته باید تحمل میکردم... عیب...

فلش بک ۳ سال پیششوگا: اتات: بلهشوگا:از مافیا ها خوشت میاد ؟ا...

اسلاید دو عکس آتویو آتدوباره کتک خورده بودم... شوگا سادیسم د...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۲#

جیمین فیک زندگی پارت ۶۱#

چرامن پارت ۴از همون دار دسته ی پیر مرده ستات و جونکوک: خوش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط