اسلاید دو عکس آت

اسلاید دو عکس آت

ویو آت
دوباره کتک خورده بودم... شوگا سادیسم داشت و بخاطر چیزای کوچیک تنبیهم میکرد ولی خیلی دوسم داشت و موقعی که جایی برای رفتن نداشتم منو تو خونش قبول کرد و بعدش بهم درخواست داد و خیلی دوستش دارم تو اتاقم بودم و زخمامو پانسمان میکردم که قفل در باز شد و شوگا با سری پایین و صدایی لرزون گفت

+ببخشید دوباره کنترلمو از دست دادم

رفتم سمتش و بغلش کردم

_عیبی نداره....من نباید بدون اجازه ت بیرون از عمارت میرفتم

درسته... شوگا منو خیلی دوست داشت و نمیزاشت ازش دور بشم و باید صدتا بادیگارد همراهم بود

شوگا من همه چیو ازت محروم کردم ببخشید
ات عیبی نداره فقط دفعه بعد شلاق و آروم تر بزن (خنده)
شوگا ب...ببخ...ببخشید
ات شوخی کردم
شوگا قول میدم دیگه نزنم

از این قول ها زیاد داده ولی وقتی کنترلش و از دست میده همه چی یادش می‌ره منم که دیگه عادت کردم

ویو شوگا
هرکاری باهاش کردم.... دستبند های تیغ دار و برای چند هفته رو دستاش نگه داشتم....شلاق های کلفت و برمیداشتم و میزدمش... تو اتاق حبسش میکردم...چند روز بهش غذا نمیدادم.... دست خودم نبود هروقت میرفتم دکتر نتونستن مهربونم کنن ولی بازم پیشم موند.. می‌دونم مافیام و اصلا مهم نیست مهربون باشم ولی نمیخوام آت بفهمه چون اون موقع ها که تازه پارتنرم شد...
فلش بک سه سال پیش.
دیدگاه ها (۴)

فلش بک ۳ سال پیششوگا: اتات: بلهشوگا:از مافیا ها خوشت میاد ؟ا...

ویو آتخیلی خفن بود... (اسلاید دو) رفتم کنار میزش کلی پرونده ...

یه فیک از شوگا وقتی که سادیسم داشت و میفهمی مافیاست و ازش فر...

جولی جونگکوک شی بریم دیگهکوک شیبال الان میام (عصبانی)ات عزیز...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۲ویو اتکه بابام امد نمیدونم چرا...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت آخردکتر: خوشبختانه خطر رفع شده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط