پـشـت یـک هـزار تـومـانـی نـوشـتـه بـود
پـشـت یـک هـزار تـومـانـی نـوشـتـه بـود
پـدر مـعـتـادم بـرای هـمـیـن پـولی کـه پـیـش تـوست...
یـک شـب مـرا بـه دسـت صـاحـب خـانـه مـان سـپـرد...
خـدایـا چـقـدر مـی گـیـری ...!!
که بگذاری شب اول قبر قـبـل از اینکه تـو ازم سـوال کـنی،
مـن یـه چیزایی از تو بپـرسـم؟
پـدر مـعـتـادم بـرای هـمـیـن پـولی کـه پـیـش تـوست...
یـک شـب مـرا بـه دسـت صـاحـب خـانـه مـان سـپـرد...
خـدایـا چـقـدر مـی گـیـری ...!!
که بگذاری شب اول قبر قـبـل از اینکه تـو ازم سـوال کـنی،
مـن یـه چیزایی از تو بپـرسـم؟
- ۱.۵k
- ۲۷ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط