کفشامو پام کردم و در اتاق رو باز کردم و از پله ها پایین ...

کفشامو پام کردم و در اتاق رو باز کردم و از پله ها پایین رفتم.
جین پایین وایساده بود_خوش تیپ شده بود..
جین: خوب بری...قشنگ شدی.
خیلی سرد بهش نگاه کردم.
مین: مرسی.
دستمو کشید و رفتیم سوار ماشین شدیم...توی ماشین هیچ حرفی نمیزدیم.
جین" رسیدیم...یادت باشه تو دوست دختر منی.
مین: باشه.
درو برام باز کرد..دستمو گرفت_اهی کشیدم.
جین: لبخند بزن
مین: باشه
لبخند مصنوعی زدم که وارد شدیم*
کسل کننده بود...
کوک: سلام هیونگ.
تهیونگ: عه مین سو .
مین: سلام.
جین: پدرم اومده؟
کوک: اره پیش پدر کاترینه.
جین: خود کاترین کجاست.
تهیونگ: داره با مهمونا صحبت میکنه.
جین دستمو محکم گرفتو شروع کرد به حرکت کردن...چند نفر وایساده بودن و حرف میزدن که~~~~~~
برای پارت بعد[34 لایک]
#KIM_SOK_JIN
دیدگاه ها (۱)

پ#ارباب_خشن [پارت²⁸]حرف میزدن که با ما نگاه کردن.پدر کاترین:...

دستشو#ارباب_خشن [پارت²⁹]جین ویو^^همراه کاترین رفتیم پیش بچه ...

مین#ارباب_خشن [پارت²⁷]مین ویو^^برگشتم توی عمارت...احساس میکن...

نگاهم افتاد روی لباش...دلم میخواست بهش بگم دوست دارم اما از ...

ویو کاترین به در تقه ای زدم و رفتم تو که با اقای جیون رو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط