loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part12
که زبون باز کردو گفت
_کیم اینقدر گنده گوزی میکردی فقط دفاع بلد بودی؟؟
عصبانی شدم و به اونجاش لگد زدم که خم شدو اونجاشو گرفت و با پشت پام محکم زدم گردنش که این بار افتاد زمین
گفتم
+هه تو هم مث جئون منو دست کم گرفته بودی پارک
زیر لب گفت
_آی گردنم....
به این ور خم شدو دوباره تو گردنش با پشت پام ضربه زدم که گفت
_چرا دردش یهویی از بین رف؟؟
گفتم
+داداشم این تکنیک رو بهم یاد داده بود الانم برو برای مرحله بعدی استراحت کن
باشه ای گفت و من نشستم زمین
شی اون بطری آب رو بهم دادو گفت
_زیاد براش سخت نگیر اون بدنش خیلی ظریفه
بهش نگاه کردم و گفتم
+عاشقش شدی؟؟(بی ال مگه خواهر من؟)
گفت
_نه منظورم رو اشتباه فهمیدی منظورم اینکه استخون هاش زود میشکنه و درد یه ضربه تو بدنش خیلی بیشتر از بدن یه آدم معمولیه
باشه گفتم و مرحله بعد شروع شد
اون هی میخواست بهم ضربه بزنه که من هی جاخالی میدادم
دیگه رسما خسته و کوفته شده بودم که دوباره بلبل زبونی کرد
_میترسی؟
این بار جوری جاخالی دادم که رفتم پشت سرش و یه ضربه محکم به کمرش زدمو دوباره یه ضربه به پشت گردنش زدم و افتاد زمین
دونگ جو سوت زد و عربده کشید
_کیم برد!
همه با تعجب بهمون نگاه میکردن و شی اون و جیهون اونو به سمت رختکن بردن و لباساشو عوض کردنو دوباره بردنش دفتر منم رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم تو اتاق خودم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون موهام رو شونه کردم و لباسام رو پوشیدم که جیهون اومد در زد و گفت
_بیا دفتر
باشه ای گفتم و باهم رفتیم دفتر و جئون رو دیدم که داشت با جیمین حرف میزد همین که منو دید گفت
_تو جیمین رو به این وضع انداختی؟؟
گفتم
+اره چطور
گفت
_ازت بعید بود کیم
که جیمین گفت
_والا اینکه خواهر کیم تهیونگ باشه این کارا اصلا ازش بعید نیس
گفتم
+جیمین میخواستم یکم ماساژت بدم حالت بهتر بشه چون اینو گفتی منصرف شدم
جیمین گفت
_کیم من گ/وه خوردم کیم منو ببخش تورو خدا بیا یکم ماساژم بده
گفتم
+هوففف باشه یکم این وری بشین بیام ماساژت بدم ایش
رفتم یکم ماساژش دادم که گفت
_کیم دستت طلا واقعا منو ببخش که اون حرف هارو زدم
گفتم
+مشکلی نیس حالا بهتر شدی؟
سری تکون دادو کیوتانه گفت
_اوهوم مرسی
جئون تا الان دست به سینه داشت ما رو تماشا میکرد که گفت
_فردا اونایی رو که قبول شدن رو اعلام میکنیم
گفتم
+ساعت چن؟
گفت
_۱۲ اینا
باشه ای گفتم و رفتم تو اتاقم و کپه مرگم رو زدم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part12
که زبون باز کردو گفت
_کیم اینقدر گنده گوزی میکردی فقط دفاع بلد بودی؟؟
عصبانی شدم و به اونجاش لگد زدم که خم شدو اونجاشو گرفت و با پشت پام محکم زدم گردنش که این بار افتاد زمین
گفتم
+هه تو هم مث جئون منو دست کم گرفته بودی پارک
زیر لب گفت
_آی گردنم....
به این ور خم شدو دوباره تو گردنش با پشت پام ضربه زدم که گفت
_چرا دردش یهویی از بین رف؟؟
گفتم
+داداشم این تکنیک رو بهم یاد داده بود الانم برو برای مرحله بعدی استراحت کن
باشه ای گفت و من نشستم زمین
شی اون بطری آب رو بهم دادو گفت
_زیاد براش سخت نگیر اون بدنش خیلی ظریفه
بهش نگاه کردم و گفتم
+عاشقش شدی؟؟(بی ال مگه خواهر من؟)
گفت
_نه منظورم رو اشتباه فهمیدی منظورم اینکه استخون هاش زود میشکنه و درد یه ضربه تو بدنش خیلی بیشتر از بدن یه آدم معمولیه
باشه گفتم و مرحله بعد شروع شد
اون هی میخواست بهم ضربه بزنه که من هی جاخالی میدادم
دیگه رسما خسته و کوفته شده بودم که دوباره بلبل زبونی کرد
_میترسی؟
این بار جوری جاخالی دادم که رفتم پشت سرش و یه ضربه محکم به کمرش زدمو دوباره یه ضربه به پشت گردنش زدم و افتاد زمین
دونگ جو سوت زد و عربده کشید
_کیم برد!
همه با تعجب بهمون نگاه میکردن و شی اون و جیهون اونو به سمت رختکن بردن و لباساشو عوض کردنو دوباره بردنش دفتر منم رفتم لباسام رو عوض کردم و رفتم تو اتاق خودم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون موهام رو شونه کردم و لباسام رو پوشیدم که جیهون اومد در زد و گفت
_بیا دفتر
باشه ای گفتم و باهم رفتیم دفتر و جئون رو دیدم که داشت با جیمین حرف میزد همین که منو دید گفت
_تو جیمین رو به این وضع انداختی؟؟
گفتم
+اره چطور
گفت
_ازت بعید بود کیم
که جیمین گفت
_والا اینکه خواهر کیم تهیونگ باشه این کارا اصلا ازش بعید نیس
گفتم
+جیمین میخواستم یکم ماساژت بدم حالت بهتر بشه چون اینو گفتی منصرف شدم
جیمین گفت
_کیم من گ/وه خوردم کیم منو ببخش تورو خدا بیا یکم ماساژم بده
گفتم
+هوففف باشه یکم این وری بشین بیام ماساژت بدم ایش
رفتم یکم ماساژش دادم که گفت
_کیم دستت طلا واقعا منو ببخش که اون حرف هارو زدم
گفتم
+مشکلی نیس حالا بهتر شدی؟
سری تکون دادو کیوتانه گفت
_اوهوم مرسی
جئون تا الان دست به سینه داشت ما رو تماشا میکرد که گفت
_فردا اونایی رو که قبول شدن رو اعلام میکنیم
گفتم
+ساعت چن؟
گفت
_۱۲ اینا
باشه ای گفتم و رفتم تو اتاقم و کپه مرگم رو زدم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۳.۳k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط