loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part13
صبح از خواب پاشدم و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم حیاط پشتی خوابگاه
کنار جیهون وایسادم که جئون اومد و بعد از سخنرانی گفت
_اونایی رو که قبول شدن رو اعلام میکنم
ادامه داد
_پارک جیهون
همه دست زدیم
_لی فلیکس
دوباره همه دست زدیم
_و در آخر
با تعجب خیلی زیاد گفت
_کیم ا.ت!!
همه دست زدن و جئون گفت
_اونایی رو که اسمشون رو گفتم زود برن وسایلشون رو جمع کنن و بیان جلو خوابگاه و اونایی هم که قبول نشدن هم انشالله سال بعد
جمله آخریش رو با یه لبخند عوضی طوری گفت
همه باهم به سمت اتاق هامون رفتیم و وسایلمون رو جمع کردیم و به سمت جلوی خوابگاه رفتیم و ایستادیم یه ون بزرگ و سیاه جلومون پارک کرد
چند نفر پیاده شدن و وسایلمون رو ازمون گرفتن و تو صندوق عقب ماشین گذاشتن و ما رفتیم نشستیم که لی فلیکس دهن باز کرد
_خوبه که قبول شدیم!البته من حدس زده بودم که تو هم قبول بشی کیم!
گفتم
+اره دلیلشم به خاطر اینکه تهیونگ داداشمه؟
گفت
_نه ربطی نداره که کیم تهیونگ داداشته!خودت خیلی تلاش کردی تا به اینجا برسی کیم!
راس میگفت حقیقتش به خاطر درک و شعورش جا خوردم
ماشین جلوی یه عمارت بزرگ پارک کردو پیاده شدیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part13
صبح از خواب پاشدم و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم حیاط پشتی خوابگاه
کنار جیهون وایسادم که جئون اومد و بعد از سخنرانی گفت
_اونایی رو که قبول شدن رو اعلام میکنم
ادامه داد
_پارک جیهون
همه دست زدیم
_لی فلیکس
دوباره همه دست زدیم
_و در آخر
با تعجب خیلی زیاد گفت
_کیم ا.ت!!
همه دست زدن و جئون گفت
_اونایی رو که اسمشون رو گفتم زود برن وسایلشون رو جمع کنن و بیان جلو خوابگاه و اونایی هم که قبول نشدن هم انشالله سال بعد
جمله آخریش رو با یه لبخند عوضی طوری گفت
همه باهم به سمت اتاق هامون رفتیم و وسایلمون رو جمع کردیم و به سمت جلوی خوابگاه رفتیم و ایستادیم یه ون بزرگ و سیاه جلومون پارک کرد
چند نفر پیاده شدن و وسایلمون رو ازمون گرفتن و تو صندوق عقب ماشین گذاشتن و ما رفتیم نشستیم که لی فلیکس دهن باز کرد
_خوبه که قبول شدیم!البته من حدس زده بودم که تو هم قبول بشی کیم!
گفتم
+اره دلیلشم به خاطر اینکه تهیونگ داداشمه؟
گفت
_نه ربطی نداره که کیم تهیونگ داداشته!خودت خیلی تلاش کردی تا به اینجا برسی کیم!
راس میگفت حقیقتش به خاطر درک و شعورش جا خوردم
ماشین جلوی یه عمارت بزرگ پارک کردو پیاده شدیم
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۲.۸k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط