{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

CHAPTER MY LITTLE DEER

CHAPTER ۱۰ ☆MY LITTLE DEER☆
مین کمی گونه هاش سرخ میشه و میگه:سردمه
سانزو بدون هیچ معطلی ای ژاکتش رو تن مین می‌کنه و با غم فراوان میگه:مین...من...من
مین حرف سانزو رو قطع می‌کنه و میگه:میشه من رو تا خونمون همراهی کنی؟
سانزو چند ثانیه مکث می‌کنه و با غم میگه:باشه... بریم
و توی مسیر هیچ حرفی بینشون رد و بدل نمیشه. وقتی مین به خونه میرسه میبینه شینچیرو با عصبانیت میاد سمتش و با داد بلند میگه:باز کدوم گوری بودی؟میدونی چقدر نگرانمون کردی؟قصدت از این کارا چیه مین؟دنبال جلب توجهی؟
مین آهی می‌کشه و سعی می‌کنه اهمیت نده و به یه گوشه ای خیره میشه
شینچیرو:وقتی دارم باهات حرف میزنم به من نگاه کن
مایکی و ایزانا هم با اخم میان
مایکی:باز کجا بودی؟میدونی دیشب چقدر دنبالت گشتیم(صداش آخرا رفت بالا)
ایزانا:انقدر ازت عصبانیم که حتی نمیخوام بهت نگاه کنم
شینچیرو:کجا بودی مینجیرو
که مین یک دفعه با عصبانیت سر شینچیرو داد میزنه:تو که یادت میرفت منو از مدرسه برداری انقدر زر زر نکن. اونموقع اصلا برات مهم نبود که منو میدزدیدن الان بهم برات مهم_
و حرف مین با یک چک محکم از طرف شینچیرو قطع میشه
شینچیرو:با بزرگترت درست صحبت کن. من الان قیم توعم. پس احترام به بزرگتر یادت نره. عذرخواهی کن.
و آروم قطرات اشک از چشمای مین جاری شد(وای خندم میگیره موقع نوشتن اینا)
مایکی و ایزانا پشماشون ریخته بود و با تعجب به شینچیرو نگاه میکردن
مایکی:شین بس کن. داری بهش آسیب میزنی
ایزانا خواست بیاد سمت مین که مین شینچیرو رو هل میده و با عصبانیت از خونه خارج میشه. اما کسی نمیره دنبالش
وقتی داشت گریه میکرد و بی هدف تو خیابان قدم میزد به سانزو زنگ زد
با گریه گفت:سانزو...تو رو خدا بیا تا ببینمت.بیا همون پارک همیشگی
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دلم میخواد پارت بعد هم بدم اما پرو میشید💔
دیدگاه ها (۱)

CHAPTER 9 ☆My LITTLE DEER☆وقتی مین به اندازه کافی خیس شد ران...

CHAPTER ۸ ☆MY LITTLE DEER☆_ویو مینساعت هفت و نیم بود و باید ...

CHAPTER 6 ☆MY LITTLE DEER☆_ویو راندختر خیلی بامزه ایه. ازش خ...

CHAPTER 2 ☆MY LITTLE DEER☆چهار سال بعد*چهار سال از وقتی که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط