CHAPTER MY LITTLE DEER
CHAPTER ۸ ☆MY LITTLE DEER☆
_ویو مین
ساعت هفت و نیم بود و باید دیگه برمیگشتم خونه. اما ترجیح میدم وقتم رو با این دوتا داداش جذاب بگذرونم. قبل از اینکه بریم خونه ران یکم خوراکی و غذا خرید.
رفتیم با اپارتمانشون. خونه قشنگی بود. نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچک. جای دنجی بود.
بعد از ده دقیقه همه خوراکی ها رو گذاشتیم روی میز و شروع به خوردن کردیم که ریندو چندتا بطری مشروب آورد
ریندو:میخوری رین؟
مین:نه من هنوز به سن قانونی نرسیدم
_یک ساعت بعد. ویو میمی
مین مثل سگ مست شده بود. گونه هاش سرخ شده بود و سکسکه میکرد. ران و ریندو هم تقریبا مست شدن اما هنوز هوشیار بودن
مین:وای اینجا خیلیی گرمه
که سوییشرتشو در میاره و یه تاپ نازک تنش بود و خط سی.نش و نی.پل هاش معلوم بود و انگار زیر تاپ سوتین نداشت. و بعد شلوارش رو در میاره. و فقط با شورت سفید و تاپ جلو دوتا برادر وحشی نشست
ران تو ذهنش:بدنش خدایی خیلی خوشگله. به خصوص اون سینه های بزرگ و پفکی.
ریندو تو ذهنش:خیلی میخوامش. خیلی خوشگل بامزست. خیلی معصومه. و اصلا نمیدونه که داره باهامون چیکار میکنه.
ران: مین آماده ای؟
مین:اره. امادم
که ریندو مین رو بغل میکنه و به سمت اتاق خواب میرن.
ریندو مین رو میزاره روی تخت و دوتا برادر به سمت سی.نه های مین هجوم میبرن. سی.نه مین رو فشار میدادن و میم.کیدن و مین ناله های کوچک و بامزه ای ازش سر میزد و دستش رو رای موهای دوتا برادر فرو کرده بود.
که دست ران آروم آروم پایین میره تا به شورت مین میرسه و شورتش رو در میاره و ک.ص مین رو میم.اله و ناله های مین کمی بلند تر میشه. و بلاخره ران دوتا انگشتش رو توی ک.ص مین فرو میکنه و ریندو مین رو میبوسه تا صدای خیلی بلندی ازش سر نزنه. مین ناخودآگاه ذهنش رو باز میکنه تا شکایت کنه اما ریندو زبانش رو وارد دهن مین میکنه و بوسه رو عمیق تر میکنه.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
این پارت طولانی شد یکم الان پارت بعد رو میزارم
_ویو مین
ساعت هفت و نیم بود و باید دیگه برمیگشتم خونه. اما ترجیح میدم وقتم رو با این دوتا داداش جذاب بگذرونم. قبل از اینکه بریم خونه ران یکم خوراکی و غذا خرید.
رفتیم با اپارتمانشون. خونه قشنگی بود. نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچک. جای دنجی بود.
بعد از ده دقیقه همه خوراکی ها رو گذاشتیم روی میز و شروع به خوردن کردیم که ریندو چندتا بطری مشروب آورد
ریندو:میخوری رین؟
مین:نه من هنوز به سن قانونی نرسیدم
_یک ساعت بعد. ویو میمی
مین مثل سگ مست شده بود. گونه هاش سرخ شده بود و سکسکه میکرد. ران و ریندو هم تقریبا مست شدن اما هنوز هوشیار بودن
مین:وای اینجا خیلیی گرمه
که سوییشرتشو در میاره و یه تاپ نازک تنش بود و خط سی.نش و نی.پل هاش معلوم بود و انگار زیر تاپ سوتین نداشت. و بعد شلوارش رو در میاره. و فقط با شورت سفید و تاپ جلو دوتا برادر وحشی نشست
ران تو ذهنش:بدنش خدایی خیلی خوشگله. به خصوص اون سینه های بزرگ و پفکی.
ریندو تو ذهنش:خیلی میخوامش. خیلی خوشگل بامزست. خیلی معصومه. و اصلا نمیدونه که داره باهامون چیکار میکنه.
ران: مین آماده ای؟
مین:اره. امادم
که ریندو مین رو بغل میکنه و به سمت اتاق خواب میرن.
ریندو مین رو میزاره روی تخت و دوتا برادر به سمت سی.نه های مین هجوم میبرن. سی.نه مین رو فشار میدادن و میم.کیدن و مین ناله های کوچک و بامزه ای ازش سر میزد و دستش رو رای موهای دوتا برادر فرو کرده بود.
که دست ران آروم آروم پایین میره تا به شورت مین میرسه و شورتش رو در میاره و ک.ص مین رو میم.اله و ناله های مین کمی بلند تر میشه. و بلاخره ران دوتا انگشتش رو توی ک.ص مین فرو میکنه و ریندو مین رو میبوسه تا صدای خیلی بلندی ازش سر نزنه. مین ناخودآگاه ذهنش رو باز میکنه تا شکایت کنه اما ریندو زبانش رو وارد دهن مین میکنه و بوسه رو عمیق تر میکنه.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
این پارت طولانی شد یکم الان پارت بعد رو میزارم
- ۱۴۶
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط