{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی

آه باران من سراپای وجودم اتش است

پس بزن باران بزن شاید توخاموشم کنی

😔 💔 💔 ✌ ️
دیدگاه ها (۲)

خراب شد تصویــرشحتے اگر خدا فرستـدباران اسیــدےبراے تطهیـرشب...

دیگر می خواهم ننویسم...ستاره ها هم امشب فهمیدن....که من به و...

ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ "ﻣﻦ"ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ "ﺭﺍﻭﻱ" ﻣﻨﻢﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﯽﻫﻢ ﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﻧﯽ ﺯﻧﻢﻧﺸﻨﻮ...

بوسه ای از لب تو قیمت جان است مراگوشه ای در دل تو امن و امان...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

࣪˖ ִֶָ🍊شاید عشق واقعی، آن کسی نباشد که زندگی را برایت آسان م...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط