{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوبِ من؛

خوبِ من؛

در پایانه ی شلوغ دنیا، بی تو خسته و سرگردانم

در این ناکجاآباد ، بدنبال بلیطی می گردم که من را به تو برساند ...

قیمتش را محبت تو درج کرده اند

نمیدانم این قلب سیاه را قابل میدانند یا نه !

خوبِ من

اشکهایم کوچکند و سیاهی هایم بزرگ

آه که در این گستره چه ناتوانم

خوبِ من

دستی برآر و قلبم را از غیر خودت بتکان؛

میدانم ، دستان مهربانت سیاه نمیشوند ،

اما قلبی را درخشان خواهی کرد

قلبی که آن را خرج رسیدن به تو خواهم کرد

وه که عطرِ دستانِ معطرت چقدر نزدیکند ،

انگار همیشه اینجا بوده اند ...
دیدگاه ها (۳)

آقای من؛در پایانه ی شلوغ دنیا بی تو خسته و سرگردانمدر این نا...

آقای من؛بی تو خسته و سرگردانم در این ناکجاآباد بدنبال بلیطی...

My Vampire Mate Season 2 part : 64

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

♨️یک منبع امنیتی اظهارنظر مبنی بر «ورود گروه‌های مسلح به کشو...

♨️حزب‌الله لبنان: اخراج آمریکا از عراق، آغازی بر پایان حضور ...

♨️از اقدام نکردن در جریان اعتراضات ایران پشیمان نیستم خبرنگا...

♨️ترامپ وعده کنترل تورم داد ترامپ:🔹هزینه‌ها به‌شدت کاهش یافت...

♨️سخنگوی نیروهای مسلح یمن، یحیی السریع:🔹در ۲۴ ساعت گذشته، نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط