{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[ 🪩 the pearl ]

[ 🪩 the pearl ]
[ مروارید 🪩 ]

ویوا/ت
سلام من ا/ت هستم و ۱۶ سالمه، با مادرم زندگی میکنم چون خانوادم از هم طلاق گرفتن و یه برادر بزرگتر هم دارم او راستی اسم بهترین دوستمم آمیتیسه

ویو جیمین
سلام من جیمینم و ۳۷ سالمه و همسرم فوت کرده و با دخترم آمیتیس زندگی میکنم ( آلان مطمئینم تا ته داستانو گرفتین )

ویو ا/ت

روز شخمیی که دوباره با مدرسه شرو میشه لباسو پوشسدم مسواکو زدم و موهامم شونه کردم و با تختم خدافظی کردم و خودمو به سرویسم رسوندم

مدرسه ♡♡♡♡♡♡♡♡

به آمیتیس که تو حیاط بود سلام کردم و نشستیم تا زنگ بخو ه و وارد کلاس شیم
(+علامت ا/ت و ○ علامن آمیتیس )
رفتیم تو کلاس و سر نیمکتمون نشستیم که چشمم به دیت آمیتیس افتاد
+هوی چرا دستت انقد داغونه ؟
○هی..هیچی نیست به یه جایی خورده
+به من دروغ نگو باز اذیتت کردن ؟
○آ..آره
+همین امروز جرشون میدم
○ن..نه ولش کن
+چرا اونا دارن بهت آسیب میزنن عمرا ازش بگذرم
معلم وارد کلاس شد و شرو به گفتن چرت و پرتایی کرد که خودتون میدونین

بعد مدرسه با قلدرهایی که آمیتیسو اذیت میکردم دعوا کردم منو برادرم از پدر خدابیامرزم بوکس یاد گرفتیم و رزمی بلدیم و برای همین تونستم از پس خودم بربیام حدش اینه که آمیتیس رو دوباره اذیت نمیکنن

خوب تموم شد این یه درخواستی از دوستا عزیزمون بود 🩷
دیدگاه ها (۶)

[ 🪩 the pearl ]ا/ت ویوبرگشتم خونه‌ و رفتم که استراحت کنم ......

[the pearl]ا/ت ویو صبح روز بعد من وسایلمو جمع کردم و منتظر م...

خوب با توکل به خدا یا گشادی خودم فیک رو تموم کردم اگر درخواس...

[bad student]سوار ماشین شدم و با بلیطی که من از قبل گرفته بو...

مه در میانه جنگل. Part10

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط