{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن زن قاجاری

من آن زن قاجاری
در پشت و پَس پَستو
جانی دَهم از عشقت
از حجب و حیا اما
افسوس نمیگویم
افسوس نمیدانی....
دیدگاه ها (۱)

چشمانم را میبندمدر رویاهایم غرق تو میشومو این تنها جایی استک...

بی آنکه ببینمت،بی آنکه نگاهت را بشناسمبی آنکه درکت کنم،دوستت...

اعتراف میکنم دوست دارمَت !یک جور خاص ...کمی عاشق تر از حَواک...

خوش به حالت غریبهدنیای کسی هستی که همه دنیای من استچنان در ت...

نورِ غلیظ ماه از آن طرف شیشهٔ مغازه در لیوان می افتد ...لیوا...

۱آنقدر مواد کشیده بودم که جاده را ابریشمی می‌دیدم .نور اندک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط