{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتمن دختر تو نیستم بکش اونور میزنتش کنار میره تو

ات:من دختر تو نیستم بکش اونور (میزنتش کنار می‌ره تو)

الی:حتی اگر خودت میخوای قبول کنی ات تو دختر منی عزیزم

ات:دختر داشتن یعنی براش زحمت کشیدن یعنی بزرگ شدنش رو ببینی تغییر چهرشو ببینی و.......اما تو ندیدی درست میگم و زحمتی ام نکشیدی پس تو دختری نداری الیزابت

الی:(گریه مصنوعی)ات من دوست دارم تو دختر منی(الکی) گوش کن اون جک عوضی تورو از ما گرفت و تهدید کرد اگر تورو رها نکنم میکشتت من مجبور بودم ات(گریه مصنوعی)


ات:الیزابت...الیزابت....الیزابت(خنده بلند)
هرکس رو بتونی احمق فرض کنی منو نمیتونی به خاطر همین از جک اون همه پول گرفتی اره؟؟(خنده بلند)

الی:نه ...نگاه کن ...ات ..میتونم جریان اون پول رو توضیح بدم


ات:اوکی منتظرم توضیح بدی بدو

الی:اون من رو فرستاد برم بابات دیگه هیچ ثروت و پولی براش نمونده بود من چجوری باید زندگی میکردم هوم؟
ات دخترکم به این فکر کردی؟


ات:میتونستی مثل خیلیای دیگه بری کار کنی تو رستوران کار کنی ظرف بشوری خیلی کارای دیگه کنی الیزابت اما خواستی با اینکه دخترتو دادی عالی زندگی کنی اره الانم اون پوله که بهت داده تموم شده برگشتی نه(داد)


الی:ات باور کن

ات:چی رو باور کنم هوم؟اینکه منو فروختی؟
اره باورم میشه

الی:اینکه دوست دارم
ات:اینو بمیری باورم نمیشه
الانم میرم اما دوباره برمیگردم نگران نباش (رفت)

ویو الیزابت

دختره احمق تو ام مثل جک عوضی شدیو هر....زه تمام پولی که داری حق منه ات با خواست خودت تمامش رو میدی

ویو ات

از اون کلبه لعنتی آمدم بیرون تو ماشین نشستم بغض شدیدی گلوم رو چنگ میزد حالم خوب نبود زدم بغل اشکام بیخود میریختن دیگه نمی‌تونستم این غم رو تحمل کنم اونا منو نخواست نخواستن من ی دختر بچه بودم کاری که انجام نداده بودم چرا من چرا من چرا من ی زندگی معمولی نداشتم چرا پدر مادرم کنارم نبودن خسته شدم دیگه نمیتونم
............................پرش زمانی به ۱۰ دقیقه بعد
سرمو آوردم بالا دیدم آرایشم توی صورتم پخش شده ی نگاه به حال خودم تو آینه انداختم
ات تو اینجوری نبودی تو دختر قوی هستی ات این اشکای مزاحم رو پاک کن دیگه بسه

رفتم خونه و به کوک زنگ زدم

ات:کوک باید کارو شروع کنیم

کوک: اما ات.......
دیدگاه ها (۲)

و به جک هشدار دادم که...... هیچ چیزی رو پیش کوک معلوم نکنه و...

صبح روز بعد ات تا الان اصلا نخوابیدم بلند شدم رفتم کارامو کر...

ات وقتی با کوک رفت خونه انگار اون خونه و کوک غریبه شده و مثل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط