{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و به جک هشدار دادم

و به جک هشدار دادم

که...... هیچ چیزی رو پیش کوک معلوم نکنه و بهش گفتم که

ات:آقای کیم جک یک بار دیگه چیزی رو از من قایم کنی دختری به نام ات نداری


جک:من همیشه دخترکم رو دارم ولی ات احساس نمیکنی تو بازی که خودت درست میکنی بازیچه بشی؟
فکر نمیکنی عاشق کوک میشی؟؟

ات:عشق؟(پوزخند)
من عاشق نمیشم بابا اینو یادت نره من به این مسخره بازیا باور ندارم

جک:ات دخترم من خوبی تورو میخوام عشق چیزی نیست که دست خودت باشه دست قلبته اون عاشق شه کاری از دست تو برنمیاد دخترکم

ات:بابا بس کن فهمیدم

جک: (نگاه غمگین)

ات: اسم مادرم چیه

جک:الیزابت

ات:(لبخند غمگین)کجا میتونم پیداش کنم؟

جک:دخترکم مادرت رو ول کن اون آدمی نیست که تو بهش اعتماد کنی بهت ضربه میزنع....

ات:میخوای دوباره جدام کنی؟
این دفعه نمیزارم بابا اگر مانع پیدا کردن الیزابت بشی منو نمیبینی

جک:من مانع نمیشم ولی روزی میرسه به خاطر مادرت احساس شرم میکنی

ات:خوبه نگفتی کجا پیداش باید بکنم

جک: تنها یک جا ممکنه باشه ی کلبه توی جنگل تنها چیزی که از پدرت مونده

ات:اوکی

ویو ات
میرم با الیزابت حرف میزنم باید بگه این همه سال چرا ولم کرد میتونست زود تر برگرده باید همه چی رو بهم توضیح بده باید همه تاوان پس بدن.....

ویو کوک

رفتار ات یکم مشکوک بود اون دختری نیست به این زودی معماش رو بده دستم باید بفهمم چ خبره
ولی کیم جک نابودیت با کمک دختری که بهش اعتماد داری فرا میرسه (خنده بلند)

ات‌:تو راه کلبه بودم از ماشین پیاده شدم محکم رفتم در زدم گفتم

ات:الیزابت درو باز کن

الی:بح بح دخترکم

ات:.‌...........
دیدگاه ها (۰)

ات:من دختر تو نیستم بکش اونور (میزنتش کنار می‌ره تو)الی:حتی ...

صبح روز بعد ات تا الان اصلا نخوابیدم بلند شدم رفتم کارامو کر...

جک:ات گوش کن خانوادت اونطور که فکر می‌کنی نبودن پدرت به شدت ...

چند روز گذشته و ات‌ موقع تمیز کاری یا آشپزی دستشو میزاره روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط