{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جنگ از کوچه ی ما شروع شد

جنگ از کوچه ی ما شروع شد
درست از وقتــــــــی
که تـــــو از آنجا رَد شدی
سربازان خبــر نداشتند برای چه می جنگند...
چشم هایت را
فقط فرماندهان دیده بودند. . . !!
دیدگاه ها (۳)

گفته بودی چشــم بردارم من از چشمانِ تو چشم هایم بی تو بارانی...

هر پنجره ای زیباست اگر “تو” میان قاب آن طلوع کنی …

خـــطاے دیــــد داشــتمـــــــن محبـت ڪـــــردم عاشــــــق د...

باور کن! هنوز اینجاییبر کران دلم...روزها بیدارت میکنمبا اشکه...

چه بی رحمانه گرم است تابستانِ آغــوش تُـــــو،،وقتـــــــیبہ...

فصل دوم بخش اول اصل داستان

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط