{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاجیییییییییییییییییییییییییی عرررررررررررررررررررررررررر

حاجیییییییییییییییییییییییییی عرررررررررررررررررررررررررررررررررررردیروز خیلی خوب بوددددددددد. وای خدااااااااااااااااا. آقاااا بزار تعریف کنمممم.
من و یکی دیگه از دوستام زودتر رفتیم باشگاه که کیکو وسایل و ... رو قایم کنیم که مورد تولد که میاد نبینه. رفتیم تو انبار باشگاه قایم کردیم. رفتیم خودمون حاضر شدیم. رفتیم پایین شروع کردیم به گرم کردن، که اومدششششششش. دوستم بهم یواشکی گفت برو بیارشون. منم رفتم و خودشم اومد کمکم. بعد رو کیک شمع گذاشتیم و کادو ها رو گرفتیم دستمون دم در که میخواد از پله ها بیاد پایین وایسادیم. شمع هارو روشن کردیم تا اومد پاییننننننننن و داد زدیممممممم تولدتتتتتت مبارککککککککککک. گیلیلیلیلیلییلیلیلیلیلییلیلیلیلیی. خداااااااااااا. بعد رفتیم بالا تا کادوهاش رو باز کنه اول مال اون یکی دوستم رو باز کرد و بعد مال منو خیلی ازشون خوشش اومددددد بعد فکر میکنید چکار کرد؟؟؟؟
منو بغللللللللللللل کردددددددددددددددددددد.
وابییییییی کراشم منو بغلللللل کرددددددددددددددددد اصن باورم نمیشههههههههههههههههههههه. اون لحظه میخواستم کل سالن رو ۵ بار بدوم و جیغ بکشممممممممممم. کراشم منو بغلللللللللللل کردددددددددددددددددددد.
تنها لحظه ای که از دیروز دوسش داشتم همین لحظه بوددددد. خداااااااااا
دیدگاه ها (۲۱)

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۳(last par...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

تک پارتی Call me

#Beautiful_torment#part4ترسی تو دلم وجود داشت دفعه اول احساس...

تک پارتیBloody mery

رمان Black & White پارت 56

دیدار با شوالیه ماه بخش چهل‌ویکمشدو🖤سونیک منو بلند میکنه و م...

من ا/ت هستم و ۱۹ سالمه و دوستم ۱۸و اون یکی دوستم ۱۷ سالشه م...

پارت 20 :راشل تهیونگ از خودش دور کرد چون یکی از فروشنده ها ا...

عشق یک طرفه پارت 7ویو ات بعد این که رفتیم خونه چون ناهار خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط