{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#دخواستی🦋
میتونی این سناریو بنویسی عضو هشتمی بعد دختری نیستی که قهر کنی زیاد و بهت سریع بربخوره ولی ناراحت شی میریزی تو خودت یک بار هم سر یک دنس که بخاطر پات گرفته بود و نگفتی خوب نمیرفتی بعد جیمین عصبی میشه میگه بی عرضه ای و یکی میزنه تو گوشت تو هم بغض میکنی فقط سکوت میکنی و هیچی نمیگی و تمرین رو ادامه میدی دیگه زیاد باهاشون گرم نیستی کاری باهاش جز یک همکار نداری و ...

* ویو ات *
امروز تمرین داشتیم و من دیروز باشگاه بودم و عین سگ تمرین کردم ...
به خاطر همین پام گرفته بود و به شدت درد میکرد ...
امیدوارم اعضا منو ببخشن ....
حالا بریم صبحونه
ات : سلااااااااااممم برهمه اعضا
اعضا : به به سلام ات خانوم
جیهوپ : ات ما صبحونه خوردیم تو هم بخور بیا ... ما رفتیم باییی
ات : اما ... من
جیهوپ : ات حرفی نباشه ما رفتیم
و رفتن
* ویو ات *
اومدم بگم پاهام درد میکنه که جیهوپ گفت حرف نزن و رفتن
منم صبحونه ام رو خوردم و رفتم
تو سالن بودیم و داشتیم تمرین میکردیم که من پام رو نمیتونستم تکون بدم و خوردم زمین
اعضا بجز جیمین : ات حالت خوبه ؟
ات رو بلند کردن که جیمین اومد و گفت
جیمین : ات معلوم هست چیکار میکنی بار هشتمیه که اینطوری میکنی
ات اومد حرف بزنه و بگه که پام درد میکنه که ...
جیمین : میدونی جیه ات تو خیلی بی عرضه ای و همش به خاطر شانست اومدی تو گروه ما ..
* ویو ات *
اینو که گفت حس سنگینی روی سینه ام احساس کردم دوباره اومدم بگم که دیروز باشگاه بودم و پام درد میکرد که با حس سوزشی روی گونه ام سرم رو افتادم زمین
* ویو جیمین *
از دست ات خیلی عصبانی بودم چونکه
ما خیلی تمرین کردیم ولی باز ات اشتباه میرفت که به خودم اومدم و دیدم من ات رو زدم و بهش گفتم بی عرضه اون لحظه کنترل حرف هام و خودم دستم نبود و بهش گفتم حقته
اعضا اومدن ات رو بلند کردن و گفتن
اعضا : جیمین معلومه چیکار میکنی فقط به خاطر یه تمرین ؟
جیمن : حقشه
شوگا رفت سمت جیمین که بزنتش که ات گفت : اشکال نداره مشکل از منه من کافی نبودم ببخشید و از اونجا زد بیرون و پیاده تو بارون شدید رفت خونه و تا خود صبح تمرین کرد تا بالاخره مشکلش حل شد
انقد تمرین کرده بود که تب کرده بود
ولی تا صبح از اتاقش بیرون نیومده بود
و فقط برای تمرین میرفت و میومد
کسایی که از خواهر و برادر به هم نزدیک تر بودن الان شدن کارمند هم فقط کارمند
۳ روز گذشت بود و اعضا از اینکه ات اینقد باهاشون سرد شده کلافه شدن و از یه طرف بهش حق میدادن
کدوم عضو سرد شده ؟؟ ... اره همون که همه رو میخندوند و جمع رو میچرخوند دیگه پیش اعضا که میره میشه بی احساس ترین ادم دنیا حتی از کسایی که قلب ندارن هم بی احساس تر بود
قلبش شده بود عین سنگ
ته : ات میشه بس کنی و اینقد باهامون سرد نباشی ؟؟ لطفا
ات : ....
نامی : اتت لطفاااا
شوگا : ات تو اینجوری نبودی لطفا بگو چیشده ؟
ات: .... م.. من ... فقط پاهام درد میکرد ...
من ... من ... من شب قبلش رفته بودم باشگاه و مربی خیلی تمرین های سختی بهمون میداد به خاطر همین پام گرفته بود من کافی نیستم ... اره شاید حق با جیمینه من .. من بی عرضه ام و فقط به خاطر شانسم اومدم تو گروه ( بغض و بی حال )
ته : اما ات تو که تا الان کل جایزه گرم....
اومد حرف بزنه که ..
ات : نه من بی عرضه ام من کافی نیستم ... من به اندازه کافی خوب نیستممم ... ( داد و بی حال )
و لباسش رو برداشت و پیاده رفت خونه یهترین دوستش لیسا
اونروز هم داشت بارون میومد و ات میخواست بره و تو راه بود که یه کامیون سفید اومد ( یار همیشگی تصادف 😂 ) و به ات زد ات رو سریع بردن به بیمارستان و با گوشی ات زنگ زدن به جیمین
جیمین : داشتیم با بچه ها فکر میکردیم که ات کجاست تازه به لیسا هم زنگ زده بودیم ولی گفت اونجا نیست داشتیم همینجور فکر میکردیم که گوشیم زنگ خورد
جیمین : الو ... الوو ات .. ات ..کجایی ؟؟
زود بیا خونه
همینجوری داشت حرف میزدم که یه خانم گفت :‌ الو شما پارتنر خانم ات هستین اخه شمارو سیو کرده کوه امن من
جیمن : هاا .. ( تو شوک ) ... نه نه جیزه برادرش هستم که همه اعضا با تعجب به جیمین نگاه کردن که گوشی از دست جیمین افتاد
مکالمه : اقای محترم لطفا بیاین به بیمارستان ..... خانم ات تصادف کردن
جیمین : چی ات نهه .. نه ... امکان نداره چشم همین الان خودم رو میرسونم
اعضا : ات .. ات .. چیشده ( با نگرانی )
جیمین : همش تقصیر منه .... من ... اون الان تو کماست و تصادف کرده ...
شوگا : اگه اتفاقی براش بیوفته زندت نمیزارم
الانم بیاین بریم
رفتن و به لیسا هم گفتن بیاد ...
دکتر اوند بیرون و لیسا گفت : اقای دکتر دوستم زنده ‌.. چیز اتفاقی براش نیفتاده مگه نههه ... ( گریه )
دکتر :
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲ دکتر : متاسفم خانم ایشون الان تو کما هستن هم تب داشتن...

پارت ۳ ( اخر ) دستم کشیده شد و روحم از بدنم خارج شد * ویو اع...

وایییی اینهمه حمایتتتت مرسیییی قلبم اکلیلی شددددددبویسسسسسسس

جوجو فیک نویسه حمایت ؟ 😉😘https://wisgoon.com/im_harin

ویو ات از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گر...

#استاد_جدید_جذاب پارت ۳ویو جیمین:به استاد سیر تا پیاز ماجرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط