{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دید مجنون را شبی لیلا به خواب

دید مجنون را شبی لیلا به خواب
کاسه ای در دست دارد خیس آب

گفت او را چیست ای شیدای من؟
در جوابش گفت ای لیلای من

کاسه ی آب است اما آب نیست
باده ی ناب است اما ناب نیست

اینکه بینی حاصل افسون توست
دسترنج هق هق مجنون توست

سوختم در آتش بیداد تو
ریختم هر قطره اش با یاد تو

ابر بودم تشنه ی لیلا شدم
بس که باریدم تو را دریا شدم

عشق اگر روزی تو را افسون کند
لیلی اش را تشنه ی مجنون کند
دیدگاه ها (۱)

ای نگاهت داده دستم انتخاب شاعریدر تمام شعرهایم بی‌مهابا ظاهر...

اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشقدعوتم کن تو شبے باز به مهمانے ...

سلام غربت زیبای صبح فروردینرسیدم و نرسیدی سراب چله نشین سلا...

به نام بعضی ها و به کام بعضی هاحلال بعضی ها و حرام بعضی هااس...

spanish girl:5۹

spanish girl: 1 فصل دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط