{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذوقی نداشت عطر بهاری که رفتنی‌ست

ذوقی نداشت عطر بهاری که رفتنی‌ست
دلخوش شدن به قول و قراری که رفتنی‌ست
باران پشت شیشه و نقاشی دو قلب
با دست خیس، روی بخاری که رفتنی‌ست
جز رنج بی دلیل به یادم نمانده است
از خاطرات روزشماری که رفتنی‌ست
چون جاده دل نبند به هر رهگذر که نیست
در ایستگاه، عشق قطاری که رفتنی‌ست
با روزهای رفته فراموش کن مرا
دستی بکش به گرد و غباری که رفتنی‌ست
ما غیر داغ، باغ و بهاری نداشتیم
باغی که رفتنی‌ست، بهاری که رفتنی‌ست
دیدگاه ها (۳)

ﻧﮕﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻫﺖ ، ﺍﻟﮑﯽ!ﻣﺜﻼ ﺭﻓﺘﻪ ﺯ ﺳﺮ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯾﺖ ، ...

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودماین عمرکه بی حوصله ناچارِتوب...

نگذار که در دخمه ی ویرانه بمیرمآتش بزن از عشق تو جانانه بمیر...

در شب شعر اگر شور نباشد هیچ استهاله ی خوشگلی از نور نباشد هی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط