روزگار...............
روزگار...............
شنگولی جوانیم را برد....................
نه صدایش را نازک کرده بود........................
نه دستانش را آردی.........................!!
ازکجا باید.............................
به گرگ بودنش شک میکردم....................!!
شنگولی جوانیم را برد....................
نه صدایش را نازک کرده بود........................
نه دستانش را آردی.........................!!
ازکجا باید.............................
به گرگ بودنش شک میکردم....................!!
- ۴۰۷
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط