{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌‌

‌‌‌
‌‌‌هر شعر را برای تو گفتم قشنگ شد
باقی تمام یاوه و حرف جفنگ شد

این واژه های زشت و غم آلود، شکل شان
تنها برای وصف تو خوش آب و رنگ شد

آری فقط برای تو ای خوبِ آشنا
هر آن دلم به طرز غریبانه تنگ شد
‌‌‌
این "تو" همان "تو"یی ست که آهوی دشت بود
اما به محض دیدنم ، آهو ، پلنگ شد

هرگز امان ندادی و زخم از درون زدی
تا لاجرم میان من و مرگ ، جنگ شد

من اصفهانِ خسته و ویران و بی دفاع
عشق تو مثل لشگر تیمورِ لنگ شد
‌
تا دل شبیه آینه دادم به دست تو
بی اعتنا زبان نگاه تو سنگ شد

با این زبان مرا و نگاه مرا بخوان !
هر شعر را برای تو گفتم قشنگ شد ...
دیدگاه ها (۱)

💫 چقدر درست میگویند عاشق ها حواس پرت میشونداحساس میکنم چیزی ...

در محضر توغزل سرودن سخت استدروازه ی شعر را،گشودن سخت استبا ا...

من همان شب بر سر خود تُور تورا حس کردمنَرم نَرمَک دل به تو ب...

چشمت غزلی ناب ، لبت اوج ظرافترحمی به دل پاک اهالی هنر کنرحمی...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟖 بعد از چند دقیقه‌ پریدم توی حیاط، از جا ...

ترکم نکن

✦ اولین گناه ✦فصل دوازدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌رود---لعنت به ...

KIM V

قسمت ۶

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

My lovely neighbor part : 58

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط