پاییز

پاییز
شاید
همان دخترکی ست
که ابرِ بغض هایش را
بر سرزمین رویاها
می باراند

وقتی که حباب خاطره ها
درسینه اش
سراب آرزو به پا می کرد

و برگ برگ احساس زردش را
به دست فراموشی
می سپرد..
دیدگاه ها (۱)

#عشق را از میان لبهایم بچین #دوستت_دارمهایی از جنسگیلاس های ...

وقتی که آسمانیاقوت #چشمانش رادانه دانه بر گندمزار #گیسوانتمی...

وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچ کس حرفی نمیزدم،خو...

"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چ...

میبینمت؛باز هم رو در روی همدیگر قرار گرفتیم. بعد از نگاهی به...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۱باز کردن پلک / در آغوش مین جی غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط