{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیمین ات تو این چیزا برات مهم نباشه فقط بگو اره یا نه

جیمین ، ا/ت تو این چیزا برات مهم نباشه فقط بگو اره یا نه
ا/ت ، نه
جیمین ، واقعا فکر نمی کردم انقدر آدم بی احساسی باشی
ا/ت ، چی به احساس هیچی ربطی نداره
جیمین ، چرا داره ( با داد )
ا/ت ، همینجا پیادم کن زود باش
جیمین ، کور خونی الان یه کاری میکنم که تا آخر عمرت برای من باشی
ا/ت ، جیمین اینا عشق تورو نشون نمیده این کارا فقدر حوس تو رو نشون میده
جیمین هیچی نگفت
ا/ت ، جیمین اگر همین الان نگه نداری زنگ میزنم به نامجون
باز هم هیچی نگفت
ا/ت ، میگم نگه دار عوضی ( با جیغ )
جیمین ، چی با من بودی الان نکنه دلت میخواد همینجا ترتیبتو بدم ها
داشتی گریه میکردی که یک دفعه تهیونگ زنگ زد میخواستی جواب بدی که جیمین زد کنار یه خیابون خلوت و گوشی رو ازت گرفت و نزاشت جواب بدی
ا/ت ، جیمین خواهش میکنم با من کاری نداشته باش من فقدر ۱۹ سالمه
جیمین ، خوب به سن قانونی هم رسیدی
ا/ت ، نه ازت خواهش میکنم باشه قبول میکنم
جیمین ، دیگه دیر شده پارک ا/ت
بعدش کمربندشو درآورد و با کمربند دهنت و بست
بعد بغلت کردو بردتت صندلی پشت شلوارشو درآورد و لباس تو بایه حرکت پاره کرد بعد خیمه زد روت
جیمین ، فکر کردی انقدر ساده ازت می گذرم
انقدر کمربند رو سفط بسته بود که نمی تونستی نفس بکشی
جیمین ، چه بدن سفیدی داری لعنتی
و بدنت باعث شد که تحریک بشه و بزرگ بشه
بعد از ۲ دقیقه خوردن کردنت واردت کرد
انقدر دردت اومد که نفست گرفت و فقط جیغ زدی جیمین چیزی نمیگفت و فقط داشت کارشو میکرد
بعد ۵ دقیقه کشید بیرون و کمربند رو از روی دهنت ورداشت
ا/ت ، خیلی اشغالی عوضی ( با گریه )
دوباره کرد توت و بعد از ۲ دقیقه ارضا شد توهم ارضا شدی
با اینکه خیلی درد داشت ولی تو هم حال کردی
پارت ۸
دیدگاه ها (۳)

بعدش تا هتل همون جوری بدون لباس روی صندلی پشت بودی رسیدین جی...

تهیونگ ، ا/ت من میرم بیرون از اتاق تو لباس هایی روکه برات گذ...

همون موقع بود که جیمین با زدن حرف توهم تهیونگ رو ناراحت و نا...

تا وارد ساختمون شدین تهیونگ و بقیه بچه ها شوکه شدن و باورشون...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

Part 3 ا،ت ویو چشمام وا شد دیدم روی یک تختم دست و پاک هم ب...

سناریو درخواستی توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط