{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلم

گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلم
تا نگویم دوستت دارم، نمی میرم گلم

حق من این نیست در دنیا، که آمد بر سرم
دوستان رفتند ومن، پابند زنجیرم ، گلم

رسم دنیا، رسم نامردی ست، میدانی خودت
من چرا بسیار با این رسم، درگیرم گلم؟

نارفیقان را به حال خودرها کردم ، ولی
خود، به جرم نارفیقی، زیر تعزیرم گلم!

زیر بار ناسپاسی، شانه های من شکست
بس که درگیر نگاه شک و تحقیرم گلم

بدنکردم، بدکشیدم، بد نمی خواهم، بگو
چیست راه چاره و تغییر تقدیرم، گلم؟

باورم تنها تو شاید کرده باشی نازنین
در دلت، یا درخیالت، چیست تصویرم، گلم؟

هرچه باشم، خوب یابد، دوستت دارم، ولی
تا نگویی دوستت دارم، نمی میرم گلم
دیدگاه ها (۱)

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

تا بودی در شبم،من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزلخوان...

راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیامد که به یارم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط