{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم

راه کج بود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم

شهریاری پر از اندوه ثریا هستم
شاید آخر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم

عشق هرروز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مزارم برسم
دیدگاه ها (۱)

تا بودی در شبم،من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزلخوان...

گرچه میدانم، درآغوشت نمی گیرم گلمتا نگویم دوستت دارم، نمی می...

, شبی بردفترقلبم کشیدم ردپایت را، کشیدم طرح زیبای غروب چشمها...

به یادت هست روزی که برای اولین بارمنگاهت کردم و آرام گفتم "د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط